{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرم

بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرم
نکن مرا به غریبی رها، که می میرم
توان کشمکشم نیست بی تو با ایام
برونم آور از این ماجرا که می میرم
نه قول همسفری تا همیشه ام دادی؟
قرار خویش منه زیر پا، که می میرم
به خاک پای تو سر می نهم، دریغ مکن
زچشم های من این توتیا، که می میرم
مگر نه جفت توام قوی من؟ مکن بی من
به سوی برکه ی آخر شنا، که می میرم
اگر هنوز من آواز آخرین توأم
بخوان مرا و مخوان جز مرا که می میرم
برای من که چنینم تو جان متصلی
مرا ز خود مکن ای جان جدا، که می میرم
ز چشم هایت اگر ناگزیر دل بکنم
به مهربانی آن چشم ها که می میرم
دیدگاه ها (۹)

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

عاشقانه های شبنم

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان داردزبان عاشقان چشم است و چ...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

Part 39مسئول نگهداری که یونا نام داشت یک زن بودتهیونگ: سلام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط