🌸 امام علی (ع) تو را مثل آنکه اولین بار است پدر می شود در

🌸 امام علی (ع) تو را مثل آنکه اولین بار است پدر می شود در آغوش کشیدت.دستان کوچکت را میان دستان پهلوانیش گرفته بود و آرام آرام، انگشتانت را نوازش می کرد که دومین قطره اشکش هم چکید.
بغض من هم سر باز کرد. دستانت را بالا آورد و بر لب گذاشت و اشک ها بر صورت او و دستان تو جاری شد. همه جای دستت را بوسید. انگشتانت، بازوانت، من به هق هق افتادم:

🌸-آقای من، سرورم......فرزندم، طفلت را چه شده؟
صورت پر اشکش را از صورت تو بالا آورد و حال مرا که دید گریه اش پر صدا شد:
-دستانش را قطع می کنند!
یک لحظه دنیایم تمام شد. مبهوت شدم؛ خدا تو را به من نداده بود که غصه ات را بخورم، داده بود تا غصه از دل پدرت امیرالمومنین برداری.
پس چه می گفتند؟ قرار بود چه بشود؟

🌸-برای چه آقا؟
نگاه از تو به حسین انداخت و صورت مظلومش:
-برای دفاع از حسین!
نوری بر دلم تابید. برای دفاع از حسین (ع). همان نور اما به اشک نشست! دفاع از حسینم؟ مگر حسینم را چه می شود؟
وای بر من. چه کسی معترض او می شود؟ سربرگردانم سمت مولایم:
-حسینم سر به سلامت دارد، اگر عباسم برایش فدا شود؟

میرو_علمدار
#عاشورا #امام_حسین(ع) # محرم
بریده_کتاب
✅پاتوق کتاب شهید زینب کمایی maghar98@
دیدگاه ها (۱)

جنگل نفرین شده پارت ۲۶

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

قصه سی و ششم: نرجس خاتون بخش اول

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

⭕️ امامی که حواسش به همه هست...🔻توی صف مهمانسرای حضرتی بودیم...

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۵

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

آوای شب پارت ۲۴ویو نویسنده دامیان در و باز کرد شوکه شد...انی...

سناریو: ماه سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط