عشق مافیایی

عشق مافیایی

Part 10

ویو جیمین
جیمین: پس زبون درازی می‌کنی آره دلت میخواد تو رو بکشم آره
ات : غلط کردم ببخشید گوه خوردم دیگه تکرار نمیشه ( با گریه شدید)
رفتم موهاشو محکم گرفتم سرشو بلند کردم تو چشاش نگاه کردم
جیمین: کافیه یه بار دیگه تکرار شه ببین چطور می‌کشمت بعدشم گوشتتو میندازم سگ های حیاط عمارتم بخوره فهمیدی تکرار نشه
ات : نه دیگه تکرار نمیشه ( با گریه شدید و ترس)
جیمین : خوبه حالا بلند شو گمشو از جلوی چشام
موهاشو ول کردم بلند شد درو باز کرد رفت
ویو ات
عوضی آشغال وحشی این دیوونه ای چیزی هست چرا منو اینطوری کتک کرد مینجی تا منو دید اومد کنارم
مینجی: هی دختر خوبی
ات : هوم آره خوبم
مینجی : بیا بریم استراحت کن
سرمو تکون دادم رفتیم اتاق مینجی روی تخت دراز کشیدم
مینجی: من میرم بیرون تو هم راحت باش بخواب کوچولو خانوم
ات : باشه مامانی خانوم
مینجی: هی من مامانی نیستم
ات: باشه باشه برو
مینجی از اتاق خارج شد رفت منم به سقف اتاق نگاه کردم
ات: من چقدر بدبختم کاش اینجا نبودم کاش مرده بودم
خواستم بخوابم ولی نتونستم بخوابم بلند شدم رفتم بالکن روی صندلی نشستم آروم چشامو بستم احساس هوای خنک هوا حالمو خوب کرد آروم چشام گرم شد خوابیدم

-
پرش زمانی به چهار ساعت بعد

ویو ات
آروم چشامو باز کردم دیدم تو بالکن خوابم برده یه نفس عمیق کشیدم بلند شدم رفتم سمت کمد لباس لباسامو عوض کردم در اتاقو باز کردم رفتم پایین همه کنار هم نشسته بودن جیمین هم کنار زن هاش نشسته بود بدون توجه بهشون رفتم آشپز خانه آب برداشتم وردم یهو چشام تار دید لیوان از دستم افتاد شکست از دیوار گرفتم
مینجی: هی دختر خوبی دستمو بگیر
ات : سرم درد می‌کنه چشام تار میبینه
با کمک مینجی رفتم اتاق روی تخت نشستم جیمین اومد داخل...


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۶۴)

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

My dady پارت①①دختره اومد. یه لباس سفید با روپوش مشکی تنش بود...

صلح با بوسه ای روی لبم از خواب بیدار شدم...وقتی چشمم رو باز ...

#برادر ناتنی من

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

به زیباییه مشکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط