{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک

فیک

پارت دوم




♥ تنهایی♥







دیدم که نوشته سلام اسم من نامجون نمیدونم کار درستی کردم ازت دفاع کردم یا نه خواستم بگم من از شرکت اخراج شودم ولی از این خوشحالم که قبل از اخراج شودنم کار خوبی انجام دادم .

ببین من نامجونم 23 سالمه و توی سئول زندگی میکنم من درحال خواندن نامه بودم که زنگ درمون زدن با خودم گفتم حتما نامجون ولی غذایی که سفارش داده بودم رسید بر گشتم نامه رو بخونم دیدم نیست کلی گشتم اخرش از زیر مبل پیداش کردم کلی خوندم تا رسیدم به جای حساس .



توی نامه نوشته بود من خیلی وقته از تو خوشم ولی روم نمیشد بهت بگم .... اونجا بود که فهمیدم که خوشحالم در حال اشک شوق بودم که خوابم رفت !
صبح پاشودم و به نامجون پیام دادم باهاش قرار گذاشتم .
وقت قرار داشت میشد از خونه درامدم توی راه بودم که پسر بد ( سوجون) پیداش شد خلاصه اونم از من خوشش میومد ولی من ازش نفرت داشتم .
رسیدم سر قرار و منتظر نامجون شودم که به گوشیم پیامک اومد که نامجون تصادف کرده و الان بیمارستانه توی اون لحظه حالم واقعا بد بود و از حال رفتم سوجون امد و منو برد بیمارستان که توش نامجون بود بعد از چند ساعت بهوش امدم و رفتم پیش پرستار و گفتم که کیم نامجون 23 توی این بیمارستانه پرستار گفت بله من هم شماره اتاق رو ازش گرفتم و رفتم اونجا دیدم که اونجا نیست .



رفتم پیش دکتر گفتم : پس کیم ننامجونن ککک جااا ست دکتر گفت اروم باش اون الان توی اتاق عمل هستش و بهم توضیح داد که جمجمه اش شکسته اشک از چشام جاری بود نمیتونستم خودم کنترل کنم بعد از دو و سه روز نامجون به هوش امد من رفتم پیشش که توی اتاق دیدم نامجون دستش قطع شده من که کوپ کرده بودم ازش پرسیدم تو خانواده ای نداری که برای ملاقات تو بیان ؟ نامجون گفت من بچه بودم سر تصادف پدر و مادرم از دست دادم و یدونه خودم موندم .
من هم درحال توضیح دادن خانوادم بودم که سوجون امد کلی داد و فریاد زد و یقه ی نامجون گرفته بود منم چون نامجون دوست داشتم با یه چون زدم تو سر سوجون سوجون بیهوش شد و دکتر امد من درحال گریه کردن بودم چون فکر میکردم اونو کشتم خلاصه بعد از یک هفته با نامجون رفتیم خونه توی راه یه زنی رو دیدم فک کردم مامانم تا اینکه ......
دیدگاه ها (۱)

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

رمان تو خود منی

پارت۵

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

عضو. ۸ Bts

ارباب خشن من ۲۰

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط