گفت: مادر جان بیا ناهار بخوریم. پرسید: ناهار چی داریم ماد
گفت: مادر جان بیا ناهار بخوریم. پرسید: ناهار چی داریم مادر؟ گفت: باقالا پلو با ماهی. با خنده روبه مادر کرد و گفت:
ما امروز این ماهی ها رو میخوریم و یه روزی این ماهی ها مارو می خورند.
چند سال بعد، والفجر 8 ... درون اروند گم شد، مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد...
شب جمعه هست به یاد شهدا صلوات.
ما امروز این ماهی ها رو میخوریم و یه روزی این ماهی ها مارو می خورند.
چند سال بعد، والفجر 8 ... درون اروند گم شد، مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد...
شب جمعه هست به یاد شهدا صلوات.
- ۱.۹k
- ۰۴ مهر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط