{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت : مادر جان بیا ناهار بخوریم .

گفت : مادر جان بیا ناهار بخوریم .
پرسید : ناهار چی داریم مادر ؟
گفت : باقالا پلو با ماهی .
با خنده رو کرد به مادر و گفت :ما امروز این ماهی ها رو میخوریم و یه روز این ماهی ها ما رو میخورن ...
چند سال بعد... عملیات والفجر 8 ...
درون اروند گم شد ... مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد ...
جهت شادی روح تمام شهداصلوات
دیدگاه ها (۸)

#خورشیدوماه 🌙☀️part=20(فصل 2)جانا: ایران جونم؟ بیا بیرون از ...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۵ات و کوک هنوز تو شوک بود...

جادویی به نام عشق

dark life = 39

Part ¹⁴ویو لیلی با رضایت از کارم لبخندی زدمو گفتم+ نگران نبا...

پارت سیو یکم🔥عشق ابدی ما🔥شدو: ....🙄در زهن النا: این کیه من پ...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط