وقتی برای تولدش سوپرایزش میکنی پارت 1

سه هفته دیگه تولد هوپ بود و کمپانی قرار بود هوپ رو بفرسته چین و دو هفته اونجا باشه
یکی از اتاقای توی خونمون همیشه خالی بود، تصمیم گرفتم برای تولد هوپ اونجا رو به یه سالن دنس تمرین کنم و این دوهفته بهترین فرصت برای اینکار بود
امروز هوپ پرواز داشت و قرار بود برای ناهار با هم بریم بیرون و بعدش بره سمت فرودگاه، من صبح رفتم خرید و یه لباس گرفتم و یه کفش ست هم باهاش خریدم و بعد اینکه اومدم خونه انداختمش روی تخت و رفتم یه دوش 30 مینی گرفتم و اومدم برون و لباسام رو پوشیدم و یه آرایش لایت هم کردم و منتظر هوپ بودم
تا اونموقع یکم اون اتاقی که میخواستم بکنمش استودیوی رقص رو بررسی کردم و یکسری وسایل هم براش تو ذهنم تدارک دیدم و خلاصه داشتم به دیزاینش فکر میکردم که گوشیم زنگ خورد
دیدم هوپه و با خوشحالی برداشتم
علامت هوپ:-/علامت ات:+
+های د.دی
-سلام بیبیم
پایین منتظرتم زود بیا و مواظب خودتم باش باشه؟
+باشه اومدم
بدو رفتم پایین و دیدم پشت پورشه ش نشسته و یه خیلی هندسام داره بهم نگاه میکنه تا منو دید پیاده شد و در رو برام باز کرد و نشستم تو ماشین همیشه همینقدر جنتلمنه و مهربونه
-خوشگل شدی بیبی
+تو هم هندسام شدی د.دی
-*گونه ات رو میبوسه*
بعد آهنگ گزاشتم و تا رستوران چیزی نگفتیم و فقط با هم آهنگ خوندیم:)
داخل رفتیم و سفارش دادیم
غذامون رو خوردیم و بعدش هوپ بعنوان دسر برام بستنی گرفت با هم خوردیم داشت برمیگشت سمت خونه و من بغض وحشتناکی به گلوم چنگ میزد و نتونستم نگهش دارم و گریم گرفت:)از اونجایی که آهنگ گذاشته بودیم هوپ تا موقعی که رسیدیم خونه نفهمید که دارم گریه میکنم
وقتی رفتیم بیرون هوپ اومد و محکم بغلم کرد و گفت:
-سانشاینم زود برمیگردم و تو هم باید تو این دوهفته مراقب خودت باشی باشه؟
+اوهوم باشه
تو هم مراقب خودت باش
-باشه*و بعد آروم از ل.باش بوسید
بلاخره هوپ رفت و من تصمیم داشتم از همین امروز شروع کنم پس بدون اینکه لباسامو عوض کنم به سمت بازار رفتم و چند تا اسپیکر مارک و درجه یک، دوتا میکروفون، یکسری وسایل تزیینی و چندتا چیز دیگه گرفتم و سرراه با یه نصاب پارکت هم صحبت کردم تا یه پارکت مناسب برای اون اتاق بزنه البته اونجا پارکت داشت ولی پارکت اش به درد این کار نمیخورد و قرار شد تا از فردا شروع به کار کنن
سرراه رفتم و یه تابلوی کوچیک سفارش دادم که بزنیم به دیوار و روش نوشته بود:J_hope dance studio
خلاصه دوهفته گذشت و بلاخره استودیو دنس آماده شد
________________________________________
پایان پارت 1
#سناریو #سناریو_بی_تی_اس #بنگتن #بی_تی_اس #فیک #وانشات #یونگی #شوگا #کیم_سوک_جین #کیم_نامجون #رپ_مانستر
#جیهوپ #جانگ_هوسوک #پارک_جیمین #کیم_تهیونگ #جئون‌جونگکوک #نفر_بعدی_درکار_نیست #نفر_بعدی_هیتر_ها_هستند
دیدگاه ها (۱۰)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

ات دیدم جونگ کوک اومد خونه دیدم کیک و یک جعبه پر از لوازم ار...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

عشق خیانت انتقام

به زیباییه مشکی

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط