یو:میکا

یو:میکا
میکا: هلههههه تکونش بدیییین
یو:میکاااااا
میکا: ها چته بگیر بخون دیگه
یو:بقیه شعرو یادم رفت :(
میکا:دروغ نگو
یو:به جان عمم
میکا:وای وای
یو:الان چی میشه؟ :D
میکا:هیچی دیگه به کس فنا رفتیم :|
یو: نهههههههه :□
دیدگاه ها (۷)

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁷ویو میکا_____سرش رو ب...

لیا دستش رو برداشت و روبه بقیه گفت لیا : بریم دیگه کوک : آره...

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

سلام داداشا

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

تو چجور آدمی هستی آسوکا؟!چطور تونستی انقدر خوب دروغ بگی!؟من ...

My dady پارت③ خب اگه سانا پرسید به کای میگم، آرههه. خب اصن ب...

فیک تهیونگ

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط