وقتی تحریک شده بود...

بدن ظریفت ، کاملا توی آغوش گرم مردت ، چان فرو رفته بود..
روی پاش نشسته بودی و در حالی که بدون وقفه دست های ورزیده اش رو که دور تا دور شکمت رو گرفته بود ، نوازش میکردی ، نگاهت به تلویزیون دوخته شده بود
تمام برق های خونه رو خاموش کرده بودین و تنها نوری که باعث روشنایی توی اون شب تاریک میشد..نور صفحه ی نمایش تلویزیون بود..
سرت رو بت قفسه ی سینه ی چان تکیه دادی و حواست کاملا به صفحه ی نمایش مقابلت بود
او هر از گاهی نگاهش رو به گردن سفید و لطیفت میداد و بوسه ی خیس و مرطوبی روی پوست سفید و نرم تو میزد و بعد از چند ثانیه ، دوباره خودش رو متظاهر به فیلم دیدن نشون میداد
حلقه ی دستاش دورت محکم میشد و دوباره آروم آروم شل میکرد..با هر بوسه میتونستی داغی و حرارت بدنش که به مرتبه بالا تر و بالا تر می‌رفت رو حس کنی
+ یااا...چانی دارم نگاه میکنم
بوسه ای دیگه اما خیس تر از قبلی به گردنت زد
_ خب..مگه من جلوت رو‌گرفتم ؟
پوفی از کلافگی کشیدی و نگاهت رو بهش دادی
+ اینقدر بوسم نک‍....
نزاشت حرفت تموم بشه و لبت رو بدون هشداری از قبل و فقط با چند لحظه ی کوتاه وحشیانه نگاه کردنش بهش ، توی دهنش کشید و شروع کرد به مک های عمیقی زدن..
از لب پایینت طوری کام می‌گرفت انگار با تمام تشنگی چندین ساله اش بلاخره داره نوشیدنی سرد و خنکی مینوشه
بعد از چند لحظه ازت جدا شد و چشمای خمارش رو بهت داد
+ چ..چانی
این نگاه رو‌ می‌شناختی... قطعاً چیز خوبی در انتظارت نبود..
نگاهی آمیخته شده با خماریی که خبر از داغی وجودش میداد ، قلبش که تند و عمیق به سینه اش میکوبید و دست هاش که به وضوح طوری دورت محکم شده بود که میتونستی رگ های بیرون زده از دستش رو واضح ببینی
چان سرش رو به سمت گوشت آورد و لیسی به لاله ی گوشت زد و بعد آروم با صدای کلفتی گفت :
_ بیب...یکی بیدار شده که فقط تو میتونی بخوابونیش...
دیدگاه ها (۵۶)

پارت چهارم:اشک هات دوباره سرازیر شدهوسوک آروم پرسید:میتونم ب...

پارت ۳نور ملایم ماه از پنجره‌ی قدی و بزرگ اتاق روی فرش‌های گ...

⁨👑زن‌ها تاجِ سرن؛ نه ابزارِ کار، نه ابزار نمایشچیزی که متأسف...

### پارت ۶: وقتی دیوارها می‌ریزندصحن اتاق هنوز گرم بود از تم...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

استی: آخرین خواهشم از بنگ چان، لطفاً، به خاطر سلامت روان جفت...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

پارت ۱۲گرد و خاکِ نبرد که خوابید، سکوتِ باشکوه و تیره‌ای قلع...

پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part آخرجونگکوک سر تکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط