پارت چهارم:

پارت چهارم:
اشک هات دوباره سرازیر شد
هوسوک آروم پرسید:
میتونم بقلت کنم؟
این باز خودت به سمتش رفتی.
اون هم دست هاش رو دورت حلقه کرد و محکم توی آغوشش گرفت.
صورتت رو توی سینه اش پنهون کردی
<<هنوز ازت ناراحتم>>
بوسه ای روی موهات زد
_<<میدونم ،بیبی.>>
_<<ولی دیگه قهر نیستمم>>
_آخ جون
_ولی قرار نیست به همین راحتی ها ببخشمش.
هوسوک کمی عقب رفت تا بتونه صورتت رو ببینه.
_پس باید بیشتر تلاش کنم.
با چشم های خیس نگاهش کردی.
_چقدر بیشتر؟
_اندازه ای که دوباره بهم لبخند بزنی.
هوسوک دوباره اون لبخند همیشگیش برگشته بود
_خیلی کار داری آقای جونگ.
_میدونم خانم ویرا.
بعد پیشونیم رو بوسید و آروم گفت:
ولی من جایی نمیرم.
دیدگاه ها (۴)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

تکپارتی تهیونگ

وقتی بعد از از دعوای دعوای با دوست پسرت مجبور بودید شب پیش ه...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 201♡⁠。⁠)⁩پیشونی...

سناریو استری کیدز

how much i love you so...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁶_تو..چرا همش میخوای قهرمان باشی؟صداش...

سناریو

سناریو سانزو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط