{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم ، بخدا منتظر فرصت یک تقدیرم

دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم ، بخدا منتظر فرصت یک تقدیرم ، من اگر برکه صفت ماندم ودریا نشدم ، چه کنم بسته به تقدیرم و بی تقصیرم ، مگذارید دگر بر سر راهم تله ای ، من خودم بی تله در دام خودم زنجیرم ...
دیدگاه ها (۱)

وقتی خداداشت منوبدرقه میکردبهم گفت جایی که میری مردمی داره ک...

یک لحظه سکوت برای تمام حرفهایی که در حد یک فکر ماند ، بخاطر ...

همیشه یادمون باشهاز اومدن یکی توی زندگیمون....ذوق مرگ نشیم.....

چه شب ساکتیست;"انگارهیچکس دردنیانیست"یاشایدم;من در دنیای کسی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

پارت ۱ویو آلیاتوی بالکن پنت‌هاوسم نشسته بودم و به گردنبندی ک...

Custom bride part : 3

رمان عشق مافیا پارت 6 از زبان ا/تبردم سمته اتاقم با پاش در ر...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

پارت بیست‌وسوم | آدم‌رباییدو روز بعد...لیانا از بیمارستان مر...

تکپارتی درخواستی

پارت چهارمویو ا/تشینیچیرو با چهره ای سراسیمه و گیج شده از مغ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط