صیغه شرطی ....پارت اول

سلام اگه رمانم خوب بود یا بد نظر بدید تا درسش کنم.اگه خوب بود لایک کنید یا نظر بدید تا انرزی برای پارت بعد داشته باشم.ممنون از شما

صیغه شرطی پارت اول

با خوشحالی بغل بابا میپرم و بوسش میکنم=
-بابا جونم بابا جونم من قبول شدم.
و با یاداوری دوری از ان ها غمگین میگم=
- ولی تهران قبول شدم.و ازتو مامانی دور میشم.
بابایی موهام و میبوسه=
- الهی قربون برم ناراحت نباش ما هر ماه میایم دیدنت.
با یاد اینکه ماهی یک بار میبینمشون.اهی کشیدم=
-فقط ماهی یک بار.
اخمی مصنوعی کرد=
-اه اه لوس نشو .بزرگ شدیا.
لبامو اویزون میکنم=
-خب تقصیر من چیه دلتنگتون میشم خب.
********************************************
چادر سیام و سرم میکنم و یک دور دیگه تو ایینه به خودم خیره میشم.لبام صورتی و خوش فرم و کمی بزرگ بود.پوست برنزه ای داشتم که به موهای عسلی و چشمای قهوه ای بزرگم می امد و منو شبیه فرشته ها میکرد.وقتایی که مهمون می امد یا بیرون میرفتم.چادر که سر میکردم زیباییم چند برابر میشد.بابایی صدام کرد و من رفتم بیرون و سوار پیراد بابا شدم.همین که ماشین حرکت کرد .خوابم برد.
دانای کل
علی با ناراحتی به دخترش که کنارش ارام خوابیده بود نگاهی انداخت.دلش لرزید.چگونه میتوانست از تک دخترش جدا بماند.فکرش به زهرا کشیده شد.همسر زیبایش دیشب چقدر در اغوشش گریست و پیراهن سفیدش را از گریه خیس کرد.او هم بغض داشت خفه اش میکرد ولی غروره مردانه اش این اجازه را به او نمیداد.اهی کشیدو نگاهش را از ارام گرفت و به روبه رو دوخت.
**ارام**
-پاشو دخترم تا چیزی بخوریم.
یواش چشم باز کردم و نگاهی به دور و بر انداختم.چند رستوران به چشمم خورد.پیاده شدم و چادرم و صاف کردم و با بابا هم قدم شدم.به یک رستوران سنتی رفتیم و چلو کباب سفارش دادیم.بعد غذا بابا رفت حساب کنه منم رفتم دستشویی تاکمی تخلیه شم/وا ببخشیدا/باز سوار شدیم و بعد 2 ساعت به تهران رسیدیم.


پارت 2 رم اگه بخواید میزارم.ممنون از وقتتون
دیدگاه ها (۴)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part22از روصندلی پاشد منم پاشدممن:مامان میرسو...

دیو و دلبر پارت ۱۵ -ماهی نور داری چیکار میکنی مامان با کلافگ...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

دوپارتی اسمات*part²این پارت اسماته جنبه نداری اصلا نخون!ویو ...

چند پارتی

part 2بعد اینکه پزشک دارو ها رو تجویز کرد.. با تشکر از اتاقش...

ابلیس

در آغوش تو. پارت ششملوسیفر که هنوز ذهنش پی اون قضیه بود، سعی...

معامله p35جونگ‌کوک با شیطنت دست تهیونگ را گرفت.«بریم؟»تهیونگ...

برگشتم پارت 3دامیان:( بیاد با انیا مهربون باشم اگه نباشم منو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط