فیک زندگیه ۱۴ آیدل مشترک پارت ۱
فیک زندگیه ۱۴ آیدل مشترک پارت ۱
یه روز عادی بیدار میشیم صبحانه میخوریم و میریم کمپانی
برای آلبوم جدید میخواستیم دنس طراحی کنیم
که آیو یهو حالش بد شد
از زبون همه:
میبریشمش بیمارستان
از زبون دکتر:
خستگی زیاد بهش فشار آورده و نیاز به استراحت داره
از زبان کوک:
دیدم ایو حالش بد شد خیلی نگران شدم اما وقتی دکتر گفت چیزی نیس آنقدر خوشحال شدم که فقط رفتم بغلش
از زبان جیمین:
بچه ها به نظرم امروز دنس طراحی نکنیم و بزاریم حال آیو بهتر بشه چون آیو نباشه نمیشه و امیدوارم آیو زودتر حالش خوب شه الان کی بیمارستان پیش آیو میمونه؟
از زبان کوک:
من پیش آیو میمونم و شما برین خونه استراحت کنین خسته شدین
اعضا و دخترا رفتن خونه منم پیش ایو موندم....همش درگیر کمپانیه لعنتی ام نمیتونم کنارش باشم این یه اتفاق هم خوب و هم بد بود خوبیش اینکه یه فرصت دیگه پیدا کردم تا پیشش باشم چیز بدش هم درد ایو
از زبان راوی
اعضا و دخترا رفتن خونه و کوک و ایو تویه بیمارستان تنها موندن
اعضا ناهار خوردن و رفتن سراغ نت😐
از زبان لیسا:
بچه ها گوشی هاتون رو بزارین کنار آخه موقع استراحت که گوشی دست نمیگیرن چشاتون خسته میشه و... بیاین با هم یه بازی مثل جرعت و حقیقت یا... بازی کنیم.
از زبان همه:
ما موافقیم👍🏻
از زبان ته:
لیسا رفت یه بطری اورد
لیسا : خب من میچرخونم
بطری رو چرخوند بطری خورد به میا
از زبان میا
بطری افتاد به من
لیسا:جرعت یا حقیقت؟
میا:امممم حقیقت
لیسا:چرا حال ایو بد شد؟
یه روز عادی بیدار میشیم صبحانه میخوریم و میریم کمپانی
برای آلبوم جدید میخواستیم دنس طراحی کنیم
که آیو یهو حالش بد شد
از زبون همه:
میبریشمش بیمارستان
از زبون دکتر:
خستگی زیاد بهش فشار آورده و نیاز به استراحت داره
از زبان کوک:
دیدم ایو حالش بد شد خیلی نگران شدم اما وقتی دکتر گفت چیزی نیس آنقدر خوشحال شدم که فقط رفتم بغلش
از زبان جیمین:
بچه ها به نظرم امروز دنس طراحی نکنیم و بزاریم حال آیو بهتر بشه چون آیو نباشه نمیشه و امیدوارم آیو زودتر حالش خوب شه الان کی بیمارستان پیش آیو میمونه؟
از زبان کوک:
من پیش آیو میمونم و شما برین خونه استراحت کنین خسته شدین
اعضا و دخترا رفتن خونه منم پیش ایو موندم....همش درگیر کمپانیه لعنتی ام نمیتونم کنارش باشم این یه اتفاق هم خوب و هم بد بود خوبیش اینکه یه فرصت دیگه پیدا کردم تا پیشش باشم چیز بدش هم درد ایو
از زبان راوی
اعضا و دخترا رفتن خونه و کوک و ایو تویه بیمارستان تنها موندن
اعضا ناهار خوردن و رفتن سراغ نت😐
از زبان لیسا:
بچه ها گوشی هاتون رو بزارین کنار آخه موقع استراحت که گوشی دست نمیگیرن چشاتون خسته میشه و... بیاین با هم یه بازی مثل جرعت و حقیقت یا... بازی کنیم.
از زبان همه:
ما موافقیم👍🏻
از زبان ته:
لیسا رفت یه بطری اورد
لیسا : خب من میچرخونم
بطری رو چرخوند بطری خورد به میا
از زبان میا
بطری افتاد به من
لیسا:جرعت یا حقیقت؟
میا:امممم حقیقت
لیسا:چرا حال ایو بد شد؟
- ۱۱.۳k
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط