رمان گناهکار قسمت هفتم (577 )

کتابخانه نودهشتیا
گناهکار fereshteh277 کاربر انجمن نودهشتیا
در این سنگستان
نمی دانم تو را چه بنامم
تو که آمدی آرام شدم
چیزی در درونم خواند
زمزمه کرد
این آغاز دوست داشتن است.
بارها و بارها پیامی که فرستاده بود و خوندم خدایا خواب نیستم؟! رویا نمی بینم؟ این پیام خود آرشامه انگشتام خود به خود روی دکمه های گوشیم لغزید لبخند روی لبام بود و با این حال این بغض لعنتی دست از سرم بر نمی داشت. خدایا اگه پیشم بود و این شعر و واسم می خوند می مردمم نمی داشتم امشب برها داشتم امشب
محتاجش بودم محتاج به نگاه و ده با اخم و غرور بهش نیاز داشتم به آغوش گرم و مهربونش خدایا تا برگرده چطور روزامو
بدون اون شب کنم؟
آروم آروم نوشتم:
آمدی
مغرور
بی کلام
در نگاهت هزار معما
و بر لبانت مهر خاموشی
اندکی گذشت
آرام آرام نزدیک شدی
مغرور
بی کلام
کمی مهربان
و عشق را
به امانت به من دادی و دور شدی
بدون مکث براش ارسال کردم.
w 9 iA C
گوشه ی لیمو از هیجان می جویدم و چشم از صفحه ی گوشیم بر نمی داشتم دستام یخ بسته بود؛ چند لحظه بیشتر طول نکشید که جواب پیاممو داد.
تا زنده ام به همونی که امانت دادم دستت نیاز دارم به چیزی رو نتونستم با خودم ببرم تا وقتی که برگردم مراقبش باش
دیدگاه ها (۰)

👑 پارت دوم | اولین رقصلیانا هنوز از اتفاق چند دقیقه‌ی قبل بی...

★سکوت....p¹قلبم درد میکنه...خیلی قلبم درد میکنه!عشق یک طرفه؟...

True Love①①تهیونگهمون‌طور که به درِ بسته خونه‌ی پدربزرگش خیر...

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

KIM V

تو آرام آمدینرم و بی صدامثل قطره ای باران بر قلبم چکیدیبه سا...

تو آرام آمدینرم و بی صدامثل قطره ای باران بر قلبم چکیدیبه سا...

تو آرام آمدینرم و بی صدامثل قطره ای باران بر قلبم چکیدیبه سا...

تو آرام آمدی.نرم و بی صدامثل قطره ای باران بر قلبم چکیدی..به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط