{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو آرام آمدی

تو آرام آمدی
نرم و بی صدا
مثل قطره ای باران بر قلبم چکیدی
به سان برف آرام آرام در من ذوب شدی
تکه ای از وجودم شدی
در این سنگستان
نمی دانم تو را چه بنامم
تو که آمدی آرام شدم
چیزی در درونم خواند...
زمزمه کرد،
دوست داشتن زیباست
اما؛
تـ ـ ـ ـو عشق را به امانت به من دادی و دور شدی❤
دیدگاه ها (۵)

سلااااام دوستای ویس صبحتون بخیر....

"تـــو"کنارم باشیمن آنفدر میخندم که مبادا خنده دیگری را ببین...

•●❥❥ اینبـــار میخـــام از تـــــهـ دلــ

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

میبخشی پارت ۵

فیک : بین راندها

I will love you forever🙃

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط