{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷۱

پارت ۷۱

جیمین : ات ات بلند شوووو


جیمین ات رووبغل کرد برد ماشین و رفتن بیمارستان

چند ساعت گذشت و دکتر امد

جیمین : خانم دکتر چی شددد حالش چه طوره

دکتر : حالشون خوبه جای نگرانی نیس

جیمین : اها می تونم ببسنم

دکتر : بله حتما

جیمین رفت اتاق

ات : جیمین

جیمین : ات

ات : اون فیلمی که میگی چیه

جیمین : م

یهو تهیونگ و ایو امدن

تهیونگ : ات حالت خوبه جی شده

جیمین رفت بیرون

ات : اهوم خوبم

ایو : چی شدههه چرا اینجایی

ات : هیچی نیس

۲ ساعت گذشت

جیمین اند

ات : کی میزیم خونه

جیمین : باید امشب رو ایتجا بمونی

ات : چرار

جیمین : تا مطمعن شن بچه حالش خوبه و چند تا ازمایش هس باید انجام بدی

ات : جیمین

جیمین : هوم

ات ؛ اون فیلم چی بو

جیمین : بک نفر بهم پیم داد عکس لخت تو روی یک پسره کنترلم رو از دست دادم

ات : جیمین ولی من نرفتم بیرون باور کن من نیستم

جیمین : الان حال ندارم لطفا بعدن

پارت ۷۲

خوابیدن
ات تو بیمارستان خوابید جیمین هم خونه

شب

نقشه چان سو این بود که اون فیلم ها فیک رو بفرسته بعدش جیمین باهاش سرد شه بعدش ات رو بدوزدع ( ادمین : من نمی دونم این چان سو خیلی خره بع از اینکه دزدیدیی چیکار می کنی
چان سو : هیچی مجبور میشه باهام بمونه ات : به همین خیال باش

بابام ولش بریم سراغ رمان

چان سو شب افرادش رو فرستاد تا ات رو ببرن خونه اش

صبح

ات ویو

وقتی چشمام رو باز کردم تو بیمارستان نبودم تو ی یک اتاق اتاق برام خیلی اشنا میومد یهو کسی وارد اتاق شد

چان سو : شیلامم

ات : چان سو

چان سو : ات ببین من عاشقتممم چرا بار نمیکنی

ات : چان سو چرا منو اوردی اینجا

جان سو : ات چرا نمیفهمی جیمین مافیاس

ات : خب چی میشهههه من عاشقشم

چان سو : ات جیمین کارش مافیاس می دونی کارش چیه هر روز با چند نفر می خوابه اینو می دونی

ات از روی تخت بلند شد

ات : خوب گوش هات رو باز کن حیمین تجاوز گر نیس جیمین همچین کاری نمی کنههه اون شکنجه میده نه تجاوز

چان سو : خوبه می دونی شکنجه میده

ات : مشکلیهههه ( باداد ) ( ات وقتی عصبی بشع هیچ کس نمی تونه جلوش رو بگیره )

چان سو : مثل همیشه خشن

ات : چان سو رو عصابم راه نرو حال حرف زدن با تو رو ندارم

ات رفت در رو باز کنه ولی بسته بود

ات : در و باز کن

چان سو : ات

ات : گفتم بازش کنننن ( با داد

چان سو : ارم باش دختر نمی خوام بهت تجاوز کنم که

ات : تو خفه شو تو خودت یک پا تجاوز گری

چان سو گوشیش رو در اورد
چان : الان بهت میگم تجاوز گر کیه
دیدگاه ها (۱)

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۱۰ | دیگه فقط همسا...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

#میکاپ_آرتیست_من

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

the lost leaves/رمان جیمین

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت ۲۱ 🖤جیمین کنار پنجره ایستاد و چند لحظه به بیرون خیره شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط