بچه ها قبل شروع رمان

بچه ها قبل شروع رمان
آنیا فقط می رقصه تکی و بکی یواشکی فیلم میگیره ازش





که یهو در اوتاق دامیان رو میزنن

خدمت کار : خانم فورجر و بلک بل اومدن «فامیلی بکی درسته دیگه»

دامیان: بفرستشون تو

در واز میشه

بکی : سلام تنبل خان چتوری

آنیا : کنیچیوا «سلام به ژاپنی»

دامیان: سلام عشقم

آنیا : می‌دونی خوشم نمیاد اینجوری صدام کنی

و بکی منو تا اینجا کشوندی خوبه حالا میگی چکارم داری ؟

بکی : ترو همینجوری آوردم میخواستم دامیانو ببینم

آنیا : ایسکا کردی مارو

یک ساعت بعد از دعوا بکی و آنیا
دامیان که همین جوری تو اینستا میگشت یه دفعه










اون فیلمی که بکی از آنیا گرفته بودو میبینه

از زبان دامیان

یا خدا این این آنیا
یه پست خندی میزنه

دامیان:میدونستم یکمی رقص بلدی
اما نمی‌دانستم آنقدر خوشگل می‌رقصی آنیا

که یه دفعه آنیا می‌ره تو شک

می‌ره گوشی دامیانو میگیره و میبینه

آنیا : بکی تو این گ،و،ه،و خوردی نه

بکی : بله بله من بودم
دیدگاه ها (۶)

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

ادامهانیا:دفه اخرت باشه سره من داد مسزنی😡پشت صحنه انوراندر:و...

P23از زبان نویسندهانیا رفت تو دست شویی و شروع به گریه کردن ک...

عشقی حقیقی

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۹**(روز بعد - کلاس درس 🏫)بکی با یک دفت...

پارت۱۵ انیا : بیا بریم دیگه دیر شد دامیان : اوکی من میرسون...

زمرد های صورتی پارت ¹⁴فردا صبح °^صبح که شد آنیا بیدار شد و د...

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

007-پنهان در مه - پارت ۹۸

گل لیلیوم پارت ۴روز مسابقه دید آنیا آخش ماموریت تموم فقط لاز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط