وقتی مافیاست و.....(درخواستی)
(بچه ها از همین اول بگم که اسم دختره از سوجی به لوییز تغییر کرد و ببخشید بابت این تغییر یهویی)
P1:
ما قمار کردیم،اون سرمون و من سر صبرم، برنده این بازی کیه؟
امروز عطر زدم،بین بوی الکل و ادکلن های تلخ و گرون بوی من یه تار مو توی انبار موی بزِه اما اگه نزدیک من بشید یقین دارم که میتونید تفاوت این بورو حس کنید،راستش امروز احتمالا سر و کله لینو و دارو دستش پیدا بشه،همون آقازاده عشق قمار که بعید میدونم ثروتش دست کمی از یک شاهزاده داشته باشه.
نگاهم رو روی عقربه بزرگ ساعت قفل میکنم.پنج ثانیه دیگه...یک،دو،سه،چهار..سرم رو برمیگردونم طرف در خودشه خواستم برای خوش آمد گویی به سمتشون برم که ماری(همکار لوییز)صدام زد
ماری:لوییز،میز شماره 3
اوه لعنتی،سفارش میز شماره سه رو از ماری میگیرم و به سمتش میرم،....نزدیک بود بیوفتم،همش تقصیر استایل جدید لینوعه،جالبه،کت بلند،یقه اسکی،بوت،ادکلن با رایحه قهوه البته که مطمعن نیستم بو از اون بوده یا دوست کله نقره ایش
ولی این خط بوی دست مریزاد دار فقط از یه ادکلن گرون که فقط مال لینوعه برمیاد.
به سمت میز لینو میرم،میز شماره پنج اوه لبخند داشت یادم میرفت
لوییز:سفارشتون ، آقایون؟
امروز فقط با یه نفر اومده بود و طبق معمول داشتن شطرنج بازی میکردن لینو به جلو خم میشه و پس از چند ثانیه لبخند میزند
لینو:همون...
یه دیالوگ کلیشه ای
لوییز:همیشگی؟
لینو لبخندی میزند و فقط سر تکون میده.اوه،مثل اینکه موهاش رو امروز حالت داده،به خاطر نور کم بار نتونستم ببینمش لعنت به هیون سوک (صاحب بار)که گفت نور پردازی زرد و قهوهای بدون لامپ سفید ایده خوبیه.پس از چند دقیقه سفارش رو از ماری گرفته و به سمت میز شماره پنج میرم یعنی در این بین درباره من چیزی به دوستش گفته؟
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
P1:
ما قمار کردیم،اون سرمون و من سر صبرم، برنده این بازی کیه؟
امروز عطر زدم،بین بوی الکل و ادکلن های تلخ و گرون بوی من یه تار مو توی انبار موی بزِه اما اگه نزدیک من بشید یقین دارم که میتونید تفاوت این بورو حس کنید،راستش امروز احتمالا سر و کله لینو و دارو دستش پیدا بشه،همون آقازاده عشق قمار که بعید میدونم ثروتش دست کمی از یک شاهزاده داشته باشه.
نگاهم رو روی عقربه بزرگ ساعت قفل میکنم.پنج ثانیه دیگه...یک،دو،سه،چهار..سرم رو برمیگردونم طرف در خودشه خواستم برای خوش آمد گویی به سمتشون برم که ماری(همکار لوییز)صدام زد
ماری:لوییز،میز شماره 3
اوه لعنتی،سفارش میز شماره سه رو از ماری میگیرم و به سمتش میرم،....نزدیک بود بیوفتم،همش تقصیر استایل جدید لینوعه،جالبه،کت بلند،یقه اسکی،بوت،ادکلن با رایحه قهوه البته که مطمعن نیستم بو از اون بوده یا دوست کله نقره ایش
ولی این خط بوی دست مریزاد دار فقط از یه ادکلن گرون که فقط مال لینوعه برمیاد.
به سمت میز لینو میرم،میز شماره پنج اوه لبخند داشت یادم میرفت
لوییز:سفارشتون ، آقایون؟
امروز فقط با یه نفر اومده بود و طبق معمول داشتن شطرنج بازی میکردن لینو به جلو خم میشه و پس از چند ثانیه لبخند میزند
لینو:همون...
یه دیالوگ کلیشه ای
لوییز:همیشگی؟
لینو لبخندی میزند و فقط سر تکون میده.اوه،مثل اینکه موهاش رو امروز حالت داده،به خاطر نور کم بار نتونستم ببینمش لعنت به هیون سوک (صاحب بار)که گفت نور پردازی زرد و قهوهای بدون لامپ سفید ایده خوبیه.پس از چند دقیقه سفارش رو از ماری گرفته و به سمت میز شماره پنج میرم یعنی در این بین درباره من چیزی به دوستش گفته؟
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۳۹.۶k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط