دو پارتی وقتیکه موزیک ویدیو standing nixt to you تموم شده بود کوک توی یه اتاق استراحت می‌کرد و تو بدون اینکه بهش بگی از کره اومدی پیشش…. پارت ۲

چند لحظه گذشت که
نوشت کوک:اهم دلم میخواست الان منظره برف رو کنم از توی خونه
منم چون شک نکنه نوشتم
الیسا:آره خیلی قشنگه ولی جات خالی زیر پتو گرم خیلی کیف میده
کوک:خونه ای؟
الیسا:نه اومدم نیویورک
وای وایییییییی خدایاااا این مغز منو بکش زود پیامو پاک کردم و خدا خدا میکردم سین نشده باشه آخه چرا سوتی به این بزرگی مثلا گفتم زیر پتو ام وای واییییییییی ریدمممممممممم صدای جونگ کوک اومد
کوک:اونجایید؟
الیسا:بله کاری داشتین ؟
کوک:میشه به منشی کیم بگید لباسای راحتی منو بده همونطور از پشت در گفتم
الیسا:بله حتما
بعد اینکه لباس‌ های کوک برداشتم سمت اتاق رفتم و بدون در زدن بازش کردم که با صحنه که نیاید میدیدم ولی دیدمش روبه رو شدم کوک با‌ نیم تنه لخت روی تخت نشسته بود بم نگا کرد دوباره برا اینکه شک نکنه با خجالت دروغی گفتم
الیسا:جونگ کوک شی واقعا ببخشید
نگاهش خمار شد و سمتم اومد لباسارو برداشت و انداخت روی مبل منو سمت در چسپوند و دستاشو سمت کمرم برد نگاهم فقط روی سینش بود کبودی پر رنگی که از یه هفته پیش که گاز گرفته بودم
کوک:به نظر دختر خوشگلی هستی
الیسا:ببخشید میشه کنار برید؟
کوک:نظرت چیه دوست دخترم بشی ؟
چ چی؟ چی داره میگه داره بهم خیانت میکنه یعنی اگه جای من دختر دیگه ای بود همینو میگفت؟
منم گفتم
الیسا:اما لیسا شی چی؟
کوک:فقط بله رو بگو
الیسا:اما من دوست پسر دارم
کوک:یعنی از من بهتره؟
الیسا:بله
کوک:حالا چقد بهتره دوست پسرت هوم؟
الیسا: اون زیادی جذابه،و خیلی عاشقمه حتی همین چند لحظه پیش خسته بود ولی بهم پیام داد خیلی جنتلمنه،خوشتیپ،ددی،عضلیی،و خیلیییی عاشقشم تازه تتو هم داره و
اسمش آقای هر روز هفتس
خنده جذابی کرد و پیشتر منو به خودش چسپوند
کوک:پس خوش به حال دوست پسرت که همیچین جوجه اردک خوشگلی داره
من دارم کیو خر می‌کنم این منو از یه تار ابروم میشناسه ماسکمو پایین آوردم و بدون معتلی لبامو روی لبش کوبیدم
خنده تو گلوییی کرد و مثل همیشه کنترل بوسه رو بدست گرفت
با نفس نفس روی تخت با خودش درازم داد
الیسا:آیی لبم
در حالی که لپمو میبوسید گفت
کوک:حقته نباید بهم دروغ میگفتی
با اخم و حالت مظلوم گفتم
الیسا:خواستم سوپرایزت کنم
قهقه کرد و منو فشرد به خودش
کوک:دختر مگه میشه خوشحال نشم؟
خندیدم و متقابلا بغلش کردم
لیسا:دلم خیلی برات تنگ شده بود خواستم بیام کنارت باشم
کوک:همین که اینجایی تموم خستگی دو روز گذشته و امروز فراموش کردم ممنونم که اومدی
The and




میدونم به معنای واقعی چرت شده چون اولین بارمه
و قول میدم از این به بعد چند پارتی و یه پارتی های خیلی عالییی بزارم 🎀🎀✨
دیدگاه ها (۴)

با اینکه شرایت کامل نبود دارم میزارم این دفعه کامل کنید چشما...

بچه ها تصمیم گرفتم درخواستی بنویسم این چند پارتی هم که می‌خو...

چند پارتیPat : 3اسم : وقتی بهت سیلی میزنهجونگکوک. تایم بیدار...

part 2بعد اینکه پزشک دارو ها رو تجویز کرد.. با تشکر از اتاقش...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

the first lie

ایدل من#پارت_3روی تخت نشسته بودم و با پتو خودم رو پوشوندم. چ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty ویوی تهیونگ :از اینکه جون...

[چند پارتی]

Part²⁸که ناگهان گوشه‌ی استخر ات رو دید.دختر زانوهایش را بغل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط