{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P3

P3چرا حسم بهت بیشتر شد؟

داشتم پیاده میرفتم ک یکی پشتم بوق زد
برگشتم دیدم جیهوپه
-وای جیهوپ ترسیدم
+بیا بشین موش آبکشیده شدی
-چی نه میرم
+گفتم بیا
-😳باشه
رفتم نشستم
+خب....اسمت چیه؟
-ا/ت
+قشنگه
-مرسی
+آدرس
-چی؟
+آدرس خونتو بده برسونت دیگه
-عاها
آدرسو دادم
کلی تو راه صحبت کردیم و بیشتر آشنا شدیم ک رسیدیم
+خوشحال شدم ک دیدمت اولین بارمه ی ایرانی میبینم
-منم خوشحال شدم فعلا باید برم ولی فردا میبینمت
+تا فردا خدافظ
-خدافظ
رفتم خونه خودمو پرت کردم روی تخت از خوشحالی داد زدم و رو همون تخت گرفتم خوابیدم

بیدار شدم چون تو ماشین شمارشو گرفتم بهش پیام دادم
(امروز تو مدرسه میبینمت)
خوشحال بودم ی دوستی ک تو مدرسه معروفه هم جذاب دارم
کم کم اماده شدم رفتم مدرسه و تو راه دیدم یکی زد رو شونم برگشتم دیدم....
+سلام صبح بخیر
_عا امممم..... سلام صبح توم بخیر ام تونت این نزدیکاس؟
+عاره همین ۳ تا کوچه پایین تره
_عااااااااا اوممم من هم همونجاس کدوم پلاکی
+هشت
_چیی وااای من شیشم
+چ خوب خب پس مدرسه ک تموم شد وایسا تا باهم بریم و....
_و؟
+خودت میفهمی فقط منتظر بمون

شرط ۱۵ تا لایک پیجم ۳۷ تا شه
دیدگاه ها (۱۴)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

رمان

رمان عشق ممنوع

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

همسر غیره منتظره

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part46و به صورتم خیره شدمن:سعیدتوروخداسعید:چی...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط