𝒑𝒂𝒓𝒕60
𝒑𝒂𝒓𝒕60
ته: خوبی دیگه؟!
+اوهوم
و تو ماشین سرمو سمت پنجره تکیه دادمو به بیرون خیره شدم ....
دستمو تو دستش گرف
گرماش ارومم میکرد
اما هنوز وجودم سرده
نمیتونستم جیمین چند لحظه قبلو باور کنم
چرا یکی دیگه نزدم تو گوشش تا دیگه نتونه راجبم اینجوری حرف بزنه ؟
چرا ذره ای پشیمونی تو نگاهش نبود ؟
ته: اهم اهم ...
رسیده بودیم
ته: بسه دیگه اگه ناراحت ببینمت همین الان برمیگردم اونجا و تا جون داره میزنمش
+تو بمون پیش منو هیجا نرو
ته: چشمممم با کمال میل
و از پشت محکم بغلم کرد و همونطور دوتایی تا در خونه رفتیم
رمزو وارد کردو هر دو داخل شدیم ...
ته: گرسنه نیستی؟
+نه
ته: ولی من گرسنمه پس یه چیزی اماده میکنم
+باشه(لبخندی زدم)
سمت اتاق تهیونگ رفتم
خودمو رو تخت پهن کردمو پتو رو تو بغلم مچاله شده بغل کردم ....
چقدر دلم میخواد گریه کنم
چقدر دلم میخواد یکی بغلم کنه
با بستن پلکام قطره اشک رو گونم سر خورد و بعد اصلا نفهمیدم چطور خوابم برد .....
با حس قلقلک روی شکمم چشمامو باز کرده بودم
یکم بد خوابیده بودمو لباسم بالا رفته بود
تهیونگم کرم میرخت
ته: اععع بیدار شدی :)
+نکننن مگه مریضی
ته: نخواب دیگه بیا بریم سر میز شام بخوریم
+واقعا نمیتونم بخورم
ته: اگه نیای منم نمیرم بعد مجبورم تورو بخورم اووومممم
+مسخره
ته: اععع
و جلو اومد و یه گاز خیلی محکم از گونه سمت راستم گرفت که جیغ خفه ای کشیدم
قهقهه میزد
+لپپپپم :((( چرا گاز میگیریییی
ته: اممم ولی لبات خوشمزه ترن
اینبار محکم لبامو به دندون کشید
خندم گرفته بود و نمیتونستم بخندم
ضربه ارومی به پایین تنش زدم که اخی گفت و عقب رفت
+حقته
چرا سکوت کرد ؟
چرا فقط داره نگام میکنه ؟
همینطوری زل زده بود تو چشمام انگار میخواد یه چیزی بگه یا یه کاری کنه اما تردید داره
ته: خوبی دیگه؟!
+اوهوم
و تو ماشین سرمو سمت پنجره تکیه دادمو به بیرون خیره شدم ....
دستمو تو دستش گرف
گرماش ارومم میکرد
اما هنوز وجودم سرده
نمیتونستم جیمین چند لحظه قبلو باور کنم
چرا یکی دیگه نزدم تو گوشش تا دیگه نتونه راجبم اینجوری حرف بزنه ؟
چرا ذره ای پشیمونی تو نگاهش نبود ؟
ته: اهم اهم ...
رسیده بودیم
ته: بسه دیگه اگه ناراحت ببینمت همین الان برمیگردم اونجا و تا جون داره میزنمش
+تو بمون پیش منو هیجا نرو
ته: چشمممم با کمال میل
و از پشت محکم بغلم کرد و همونطور دوتایی تا در خونه رفتیم
رمزو وارد کردو هر دو داخل شدیم ...
ته: گرسنه نیستی؟
+نه
ته: ولی من گرسنمه پس یه چیزی اماده میکنم
+باشه(لبخندی زدم)
سمت اتاق تهیونگ رفتم
خودمو رو تخت پهن کردمو پتو رو تو بغلم مچاله شده بغل کردم ....
چقدر دلم میخواد گریه کنم
چقدر دلم میخواد یکی بغلم کنه
با بستن پلکام قطره اشک رو گونم سر خورد و بعد اصلا نفهمیدم چطور خوابم برد .....
با حس قلقلک روی شکمم چشمامو باز کرده بودم
یکم بد خوابیده بودمو لباسم بالا رفته بود
تهیونگم کرم میرخت
ته: اععع بیدار شدی :)
+نکننن مگه مریضی
ته: نخواب دیگه بیا بریم سر میز شام بخوریم
+واقعا نمیتونم بخورم
ته: اگه نیای منم نمیرم بعد مجبورم تورو بخورم اووومممم
+مسخره
ته: اععع
و جلو اومد و یه گاز خیلی محکم از گونه سمت راستم گرفت که جیغ خفه ای کشیدم
قهقهه میزد
+لپپپپم :((( چرا گاز میگیریییی
ته: اممم ولی لبات خوشمزه ترن
اینبار محکم لبامو به دندون کشید
خندم گرفته بود و نمیتونستم بخندم
ضربه ارومی به پایین تنش زدم که اخی گفت و عقب رفت
+حقته
چرا سکوت کرد ؟
چرا فقط داره نگام میکنه ؟
همینطوری زل زده بود تو چشمام انگار میخواد یه چیزی بگه یا یه کاری کنه اما تردید داره
- ۱۳.۰k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط