{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ــ ای رفته ز دل رفته ز بر رفته ز خاطر

ــ ای رفته ز دل رفته ز بر رفته ز خاطر

بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

بر من منگر زانكه به جز تلخی اندوه

در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

من او نیم این دیده ی من گنگ و خموش است

در دیده ی او آن همه گفتار ، نهان بود

وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ

مرموز تر از تیرگی شامگهان بود

بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

آن كس كه تو میخواهیش از من به خدا مرد

او در تن من بود و ندانم كه به ناگاه

چون دید و چه ها كرد و كجا رفت و چرا مرد 

(سیمین بهبهانی)
دیدگاه ها (۱۲)

(برآيم در رديف کساني هستي کــــــه به قول نيمايوشيج : يادت ر...

گاهی اوقات آدم ها زیبا هستند؛نه در چهره...نه در چیز هایی که ...

یه روز طرف مرغداری بازمیکنه روز اول سر یه مرغ رو میکنه به بق...

ديروز يه پسر خيلي خوشگل و خوش هيكل از اون پاف مجلسیا تو خيا...

پارت ۵۱ آریانا هنوز گوشی را در دستش گرفته بود.جونگ‌کوک با نگ...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 24صدای شلیک همه‌ی عمارت را در سکوت فرو برد.چن...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

when silence became a scream p34

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

پارت ۴۹ مرد فلش را جلوی جین نگه داشته بود.جین چند ثانیه فقط ...

دختر و پارتی

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط