ــ ای رفته ز دل رفته ز بر رفته ز خاطر
ــ ای رفته ز دل رفته ز بر رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر زانكه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم
من او نیم این دیده ی من گنگ و خموش است
در دیده ی او آن همه گفتار ، نهان بود
وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ
مرموز تر از تیرگی شامگهان بود
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
آن كس كه تو میخواهیش از من به خدا مرد
او در تن من بود و ندانم كه به ناگاه
چون دید و چه ها كرد و كجا رفت و چرا مرد
(سیمین بهبهانی)
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر زانكه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم
من او نیم این دیده ی من گنگ و خموش است
در دیده ی او آن همه گفتار ، نهان بود
وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ
مرموز تر از تیرگی شامگهان بود
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
آن كس كه تو میخواهیش از من به خدا مرد
او در تن من بود و ندانم كه به ناگاه
چون دید و چه ها كرد و كجا رفت و چرا مرد
(سیمین بهبهانی)
- ۱.۴k
- ۲۵ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط