وقتی عضو هشتم بودی🩶
وقتی عضو هشتم بودی🩶
پارت ۱
ویو جولیا:
وارد سالن تمرین شدم...خب امروزم قراره مثل روز های دیگه بگذره...میگید چرا؟..در ادامه میفهمید..
+سلام جیمینا
_سلام(سرد)
دقیقا منظورم همین بود...
از روزی که وارد بنگتن شدم جیمین همینطوریه...برخلاف تمام اعضا که باهام مهربون و صمیمی هستن جیمین خیلی سرده....
واین...بدترین چیز برای منه
چرا؟
چون...خبب..قبل از اینکه من بیام توی بی تی اس...جیمین بایس من بود...خیلی دوستش داشتم...
و خب...اینکه میبینه من آرمی ام و دوستش دارم آزارش میده...
تمرین شروع شد...دنس..رپ..ووکال..زمین تمرین زیر پامون میلرزید..صدای ووکال قوی جیمین توی اتاق طنین انداز میشد...اونقدری توجه هارو به خودش میگرفت که گاهی یادم میرفت باید برقصم...فقط نگاهش میکردم
و اعضا هربار با خنده بهم نگاه میکردن
تهیونگ میزد به بازوی جونگکوک و به من اشاره میکرد و هردو ریز ریز میخندیدن
شوگا که اکثرا ساکت بود از دور فقط نگاه میکرد و گاهی گوشه لبش میرفت بالا
جین هم با صدای خفه ای شیشه پاک کنی میخندید و نامجون عینکش رو جا به جا میکرد و جیهوپ اکثرا خیلیی ذوق زده میشد
ولی خب...اعضا اینطوری ذوق میکن..ولی جیمین تمام ذوقم کور میکنه
هرروز با این امید که "شاید امروز گرم تر باشه" میرفتم کمپانی و واقعیت و حقیقت تلخ عین یه سطل اب سرد ریخته میشد روم
وحتی فکر نمیکردم به جای گرم و صمیم تر شدن... بخواد دستش به کار بدتری بره...
ادامه دارد.....
حمایت کنید دخترام🩶
پارت ۱
ویو جولیا:
وارد سالن تمرین شدم...خب امروزم قراره مثل روز های دیگه بگذره...میگید چرا؟..در ادامه میفهمید..
+سلام جیمینا
_سلام(سرد)
دقیقا منظورم همین بود...
از روزی که وارد بنگتن شدم جیمین همینطوریه...برخلاف تمام اعضا که باهام مهربون و صمیمی هستن جیمین خیلی سرده....
واین...بدترین چیز برای منه
چرا؟
چون...خبب..قبل از اینکه من بیام توی بی تی اس...جیمین بایس من بود...خیلی دوستش داشتم...
و خب...اینکه میبینه من آرمی ام و دوستش دارم آزارش میده...
تمرین شروع شد...دنس..رپ..ووکال..زمین تمرین زیر پامون میلرزید..صدای ووکال قوی جیمین توی اتاق طنین انداز میشد...اونقدری توجه هارو به خودش میگرفت که گاهی یادم میرفت باید برقصم...فقط نگاهش میکردم
و اعضا هربار با خنده بهم نگاه میکردن
تهیونگ میزد به بازوی جونگکوک و به من اشاره میکرد و هردو ریز ریز میخندیدن
شوگا که اکثرا ساکت بود از دور فقط نگاه میکرد و گاهی گوشه لبش میرفت بالا
جین هم با صدای خفه ای شیشه پاک کنی میخندید و نامجون عینکش رو جا به جا میکرد و جیهوپ اکثرا خیلیی ذوق زده میشد
ولی خب...اعضا اینطوری ذوق میکن..ولی جیمین تمام ذوقم کور میکنه
هرروز با این امید که "شاید امروز گرم تر باشه" میرفتم کمپانی و واقعیت و حقیقت تلخ عین یه سطل اب سرد ریخته میشد روم
وحتی فکر نمیکردم به جای گرم و صمیم تر شدن... بخواد دستش به کار بدتری بره...
ادامه دارد.....
حمایت کنید دخترام🩶
- ۶۶۸
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط