{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهد؎جان!

مهد؎جان!
هرچہ‌کردم‌بنویسم‌زتومدح‌وسخنی
یابگـویم‌‌زمقام‌توکه‌یابن‌الحسنی
این‌قلم‌یارنبودوفقط‌این‌جملہ‌نوشت:
پسرحیدرکرارتوارباب‌ِمنی♥️((:
دیدگاه ها (۰)

برای پارت سوم‌فالو کنمتن کامل :❤️🥹به نام خداوند راه نهانخداو...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

از این کپشن دلی تر نداشتم بنویسماینو کپشن ندونید ی تک از وجو...

خیلی انرژی گرفتم از اینکه پست طنز گذاشتم؛ با اجازه‌ی بابامم ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

جنگل نفرین شده پارت ۳۰ (آخر)

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁶(چه‌رین+)(تهیونگ–)«ا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط