مادرم گفت برو روضه جلا می گیری

مادرم گفت برو روضه جلا می گیری
چای آنجا بخوری جام بلا می گیری

پدرم گفت اگر نوکر خوبی باشی
عاقبت تذکره کرببلا می گیری
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش سوم_مشتی به شانه اش می‌زنم"اگه یکم دیگه مع...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۹_مگه می‌شه کسی بچه...

My lovely neighbor part : 61

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:④پدرم گفت دست‌هاشو تو هم گره زد: «بله ژنرال ...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۱۰**(عصر همان روز - عمارت دزموند 🏰)دام...

پارت دوازدهمویو فردا( آسا)با سردرد از خواب بیدار شدم به خاطر...

پسر بد (67)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دست بردار ، برو ! پرسه نزن دور و برمم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط