{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست

صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

او را خود التفات نبودش به صید من

من خویشتن اسیر کمند نظر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پیش یار

چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
دیدگاه ها (۲)

گهی درگیرم و گه بام گیرمچو بینم روی تو آرام گیرم

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شومکم نشد فاصله ؛ تقصیر تو هر...

توبهحالمنمسکینبهجفامی نگریمن به خاک کف پایت به وفا می نگرم !

وای بر تلخی فرجام رعیت پسریکه بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد...

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

فیک شوگا پارت هفتم مافیای بیرحم دختر لجباز

The Secret Between Light and the Stageپارت 6فردا میخواستم بب...

رمان تو خود منی

فیک کوکفصل ²پارت ⁴ویو ا.تاز پله ها غر غر زنان رفتم بالا وارد...

My professorChapter:2Part:109"ساعت ۸:۴۵"لباسمو انتخاب کردم و...

نام رمان :قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط