ریکشن پسرای اسلیترین وقتی که...

★وقتی اتاق هاتون بنا بر دلایلی یکی شده شما هم از (قبل همو می‌شناختید)★


تام:(وارد اتاق میشه و میبینه که تخت ها یک پر هستند جز یکی) :تو میتونی رو زمین بخوابی ا/ت، مشکلی ندارم.


متیو:(وقتی مسواکت رو زدی ذره‌ای خمیر دندون کنار لبت بود، کم کم بهت نزدیک شد تا به دیوار برخورد کردی، اروم شصتش رو روی لبت گزاشت و خمیردندون رو پاک کرد) :هوم...نمیدونستم از اشتباه دامبلدور انقدر خوشحال میشم...



دریکو:(یونیفرم رو در میاره و آبی به صورتش میزنه که تورو میبینه محوش شدی، چشماش کمی گشاد میشه اما پوزخندی میزنه و میره زیر پتو، و تو هم توی خماری میمونی:)



تئو:(داشتی لباست رو عوض میکردی که تئو از پشت سرت اروم بهت نزدیک شد و زیپ لباست رو رمانتیک با اون پوزخند کشید پایین، توی آیینه با چشمای خمارش بهت زل میزد و وقتی لباست افتاد پایین...)



لورنزو:(میره سر کیفت و فضولی میکنه و دفتر خاطراتت رو پیدا میکنه، صفحات رو ورق میزنه و بله...نوشته توی دفتر:واقعا اون مرتیکه دوستم نداره؟ چطور جرئت میکنه؟!» پوزخندی میزنه و خیلی اروم دفتر رو برمیگردونه توی کیفت)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
امیدوارم خوشتون اومده باشه💙
درخواستی؟
دیدگاه ها (۴۲)

رمان عشق و انتقام

پارت۴بکجین داره کتاب میخونه بلند میشه تا بره و به باکو یهچیز...

مشخصات

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

عشق اول

تکپارتی جونگ کوک

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

سورا و رین

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط