artanniko
۷۵
پسند
اون مثله داداشم بود
اون مثله داداشم بود
اگه نگرانی داشت یا کمبود
ناهمواری داشت راهش یا کج بود
گذر ماها سخت بودو ناراحت بود
یکی کنارش تا اخر بود
حتی اگه باهاش قهر بود :)
دانلود
۱.۴k
۰۹ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (
۲۲
)
بعضی آدما رو نه برای چند روز خوشی، که برای تمامِ عمر باید ان...
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...
در آغوش تو.پارت پنجم+من ....من وارد رابطه نشدم ولی.......ولی...
🥀 قسمت ششم | روزهای سخت فاطمه...سالهای آخر زندگی، فاطمه مری...
سناریو دازای
Crimson silence (p18)
شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...
پارت دو ماه کوچولو من ویو ات خیلی ترسید بودم اما داشت یه کار...
سناریو:زخم التیامی/ادامه پارت ۴_امروز شنبه. چند روزی میشه که...
فضای مدرسه امروز خیلی پرانرژی بود؛ چون قرار بود برای اردوی آ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین