{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p6

پ/ا: خب میدونم ولی اربابتون چیکارش داره
&: احتمالا دوست دخترشه
پ/ا: اذیتش که نمیکنین؟(از خداتم باشه ایکاش من جای ات بودم عررررر)
&: نمیتونم بگم
پ/ا: خب معلومه آدم مایه داریه ایم همه ادم ماله اونه حتی اونم ارباب صداش میکنن پس بهتره بزارم ات بره باهاشون(تو ذهنش)
پ/ا: خب من یه دختر دارم اسمش ات هست21سالشه
&: خب
پ/ا: خب به جمالت فردا صبح ساعت9بیاین دنبالش
&: آدرس؟
پ/ا: اوه یادم رفت خب...... آدرس خونه هست
&: فعلا آقای کیم
رفتن
ویو پدر ات
واای دخترم بعد سال ها قراره خوشبخت بشه (تو نبودی که ات رو میزدی؟) ولی اگه بره با چه پولی قمار کنم اهههه
رسیدم خونه زنگ زدم در باز نکرد حتما ات خوابه اه گفته بود میخوابه اصلا گیج شدماا
پدر ات هم رفت خوابید
ویو صبح ات
از خواب بیدار شدم با صدای چند تا مرد که از سالن میومد انگار داشتن میخندیدن
ات: اخخخ چه خبره نمیزارن بخوابم باز بابام کی رو اوده خونه اهه
بلند شدم رفتم سرویس بهداشتی مارای لازمو کردم
امد
ات: انگار آدم زیاده یکم به خودم برسم(برس فرزندم برس)
رفتم یه آرایش کمی آرایش مردم بعد لباس خوابمو در آوردم لباس خونگی پوشیدم موهاو هم بالا بستم(عکس لباسو میزارم)
خب دیگه برم پایین
داشتم میرفتم پایین دیدم که چند تا مرد گنده وک امدن خونمون بابا اینجا چخبرع؟.

پ/ا: ای دختر بی ادب سلامت کجاست هاا احترام بزار به این آقایون محترم
&: سلام خانم ات (تعظیم کردن چون احتمالا قرار بود دوست دختر جیمین شه)
ات: سلام تعظیم کرد
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط