﷽

﷽
بعد از تو قلبم سست شد با یک تکان افتاد
سیاره ای دیوانه وار ازکهکشان افتاد

چاقو برای خودکشی راه قشنگی نیست
وقتی شبی از چشم هایت می توان افتاد

من ظاهرا ویران نبودم بعد تو اما
پیراهنم را باز کردم، استخوان افتاد

برداشتم تا قاب عکست را زمین لرزید
دیوارهای خانه مان هم ناگهان  افتاد

دیر آمدم پاییز شد، لبخند تو خشکید
یعنی که دیگر بوسه هایت از دهان افتاد

سنگینی هر دو جهان بر شانه هایت بود
وقتی که افتادی پس از تو آسمان افتاد

بابک_سلیم_ساسانی
دیدگاه ها (۱)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۵: وقتی پادشاه رسیدصدای چند ماشین همزمان ...

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

007-پنهان در مه - پارت ۹۲

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_48فصل بیستم | ک...

بعد از تو قلبم سست شد با یک تکان افتادسیاره ای دیوانه وار از...

بعد از تو قلبم سست شد با یک تکان افتادسیاره ای دیوانه وار از...

چشم‌هایت سرخ و خیس بودند. وقتی نگاهت با نگاه سرد تهیونگ گره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط