{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۵۳

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۵۳





استف : همونطور که میدونید ا.ت شی هنوز





به سن قانونی نرسیده و نوزده سالش نشده




پس باید تا چند دقیقه دیگه از مراسم خارج






بشه و استراحت کنن ( احترام و اروم )





که ا.ت اروم و با ناراحتی تو بغل تهیونگ وا





رفت که همشون زدن زیر خنده





جین : اموووو پیشی کوچولو باید برگرده عمارت ( خنده )






ا.ت : نخند ( تخس )






که ایندفعه همه ی پسرا پخش زمین شدن و





شروع کردن به خندیدن از ته دل





ا.ت : جیمینی حداقل تو نخند ....





که جیمین ایندفعه تو بغل جونگ کوک از خنده ولو شد






ا.ت : اگه یه دیقه دیگه بخندی تا تموم عمرت






به خاطر قد و انگشتا کوچولوت مسخرت






میکنم ( تخس و جدی )





که جیمین اروم تر شد






ولی هنوزم خنده اش میومد





تهیونگ : نگران نباشید






من همراهش میرم شما بمونید





که همه سری تکون دادن و ا.ت و تهیونگ






از مراسم خارج شدن









البته بیاین فلش بک بزنیم به پنج دیقه قبل







که جونگ کوک با خنده چیزی در گوش









تهیونگ زمزمه کرد






جونگ کوک : هیونگ لطفا امشب تا ما






نیستیم اعتراف کن وگرنه فرصت به این





خوبی دیگه گیرت نمیادا !





که تهیونگ با خنده سرشو تکون داد و ازش






دور شد و بعد کمی حرف با پسرا و اطمینان






دادن بهشون که مشکلی پیش نمیاد از




مراسم خارج شدن
دیدگاه ها (۶)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط