پارت ۱۳

پارت ۱۳[عشق مافیا]


+چون واقعا خنده داره😂😂😂
با این حرفش بهش نگاه کردم و یه لبخند کوچیک زدم
×یااااا جانگ کوکاا
همه شروع کردن به خندیدن ولی من نه فقط یک لبخند ساختگی مثل همیشه رو لبام بود
~خوب اهممم (گلوش رو ساف کرد) من نامجون هستم کیم نامجون
√منم کیم سوکجین هستم ولی جین صدام کن
÷منم جانگ هوسوکم میتونی جی هوپ صدام کنی
-خوب خوشبختم منم چوی ا/ت هستم
+خوب دیگه صبحونتون رو بخورین امروز باید به باند o'clock حمله کنیم باند ضعیفی هستن ولی دست کمشون نگیریم بهتره که دوباره به اون مشکل بر نخوریم
داشتم به حرفاش گوش میدادم که این فضولیم دوباره گل کرد
-چه مشکلی
-حعععععع نه نگو از دهنم پریددد
+خوب همونطور که میدونی ما مافیاییم
به خاطر اینکه ما یک مافیا رو دست کم گرفتیم الان رتبه ی دوم برترین مافیا رو داریم و الان داریم با نابود کردن مافیا های کوچیک به رتبه اول میرسیم
-اها
©ارباب دیگه چیزی لازم ندارین
به غذا ها نگاه کردم اینم شانس بد من از تمام این غذا ها بدم میومد
انگار کوک متوجه این قضیه شد
+نوتلا داریم؟
©بله
+پس نوتلا هم بیار با نون تست
با این حرفش خیلی خوش حال شدم
بعد از صبحانه
-ممنون من دیگه میرم
+کجا
-تو همون اتاقه
+با این وعض
-الان حالم خوبه میتونم برم
+نچ
اومد سمتم خواست بغلم کنه که جا خالی دادم
+از دست من جا خالی میدی
-گفتم که خوبم
بعد از کلی فرار از دستش بلاخره گیرش افتادم
+واقعا ادم شوخی هستی و همینطور شاد چطور دوستات گفتن که وضعیت روحیت بده
-ادم رو از چهره قضاوت نکن
بعد از مکث دوباره به جملش فکر کردم گفت دوستات
-دوستام
ذهن کوک:جعرررر بد سوتیی دادم
+هیچی
-یعنی چی هیچی با دوستام چیکار کردین
+خودت قضیه رو میفهمی
-الان بهم بگو خوب چرا نمیگی
+سومی
©بله ارباب
+بهشون بگو ساعت یک اماده باشن
©چشم
-ک....
نزاشت حرفم رو بزنم و لباس رو رو لبام گذاشت و به سمت طبقه ی بالا راه افتاد ولی این بار سمت یه اتاق دیگه رفت
چرا باید منو میبوسید اصلا مکه من کی هستم که منو میبوسه اهه اصلا ولش باید خودمو ازش جدا کنم تا بیشتر از این برام حرف در نیارن
سعی کردم از خودم جداش کنم ولی نشد تا به یه اتاق رسید و بوسه رو قطع کرد و منو گذاشت رو تخت
+فعلا همینجا بمون تا یه اتاق برات جور کنم
-چرا برای اینکه حرف نزنم منو میبوسی یا باهام انقد مهربونی
+امم جوابی براش ندارم ولی من اکه بهت بگم ساکت شو ساکت میشی؟
-خوب ن وقتی یه چیز برام سوال میشه ول کنش نیستم
+پس برای ساعت یک اماده باش تا به جواب سوال هات برسی
-باشه
+فقط خواستی بری حموم به خدمتکار دم در بگو تا به من بگه
-چرا تو
+چون اب گرم کن رو درست کنم:/
-یااا من میخام تنها برم حموم
+ببخشید ولی من عروسکام رو تنها نمیفرستم حمام
-من عروسکت نیستم



پایان
دیدگاه ها (۷۹)

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

آپدیت بابل جونگینی🐻🫧🐻 دوباره برگشتم کره! حالا که وزن کم کردم...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

The Secret Between Light and the Stageپارت 9نارا: منم همین ک...

پایین رو چک کنید لطفا😇سلام بچه‌ها،، من بهتون گفته بودم که دو...

پارت ۳ × یه چیزی بگو لعنتی ( عربده و گریه ) + فقط یه شرط دار...

اجبار به بدبختی پارت ۲۴

‏🐺[۱۲:۰۷ ~ ۱۲:۱۹ به وقت کلمبیا]استیخیلی خوب خوابیدم…لبام سه ...

سلام بعد کلییییی مدت دوباره اومدم میدونم اوضاع خیلی بد بود و...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط