قسمت پنجاهو هش رمان آوازه زیره آب
قسمت پنجاهو هش رمان آوازه زیره آب
عقبو باز کرد کوله پشتیم رو گذاشتم جوووون.. رفیق هدیه هم عجب تیکه ای بود برا خودش!! نگام افتاد تو آیینه به مهدی...ی نگاهه شیطون کرد منم با چشم ب دختره اشاره کردم اونم یه چشمک زد ینی واس خودت..قیافمو شبیه پوکر کردم اینطوری :| اونم خندید گف
-اول همه باهم آشنا شیم...منو هدیه رو که هم کیا میشناسه هم میترا خانوم...مونده کیا و میترا آشنا شن!! میترا این رفیقه فابم عاقا کیارشه ملقب به شیطانه رجیم ، شیطانه رجیم اینم میتراست از دبیرستان تاحالا رفیقه خانوممه!!
اوهوع..خانومم!!!دستمو دراز کردم و گفتم
-خوش..
دستمو گرفت و ریز خندید و گف
-منم خوش!!
اه اه فک کردم عادمه!! میخنده!!زهره مااار!!سبکه خنک!! از همین الان میگم ب دردم نمیخوره من یکیو میخوام با وقار و سنگین و مغرور باشه...
-حالا چرا لقبتون شیطانه رجیمه؟!
-چون دومه راهنمایی شیطونی میکردم از کلاس رونده میشدم از همون موقع ب بعد دیگه ملقب شدم ب شیطانه رجیم..
دوباره خندید!! عاخه بیبی اینجوری من جذبت نمیشم که.. بدتر ازت زده میشم عاخه! اه ج*ن*ده..ی لظه یاده درنا افتادم..هعی..بیخیال!! بالاخره رسیدیم بندر...ماشینو با لنج بردیم اونور..بعدم رفتیم هتل داریوش..همه چیش ب سبکه تخته جمشید بود خاکبرسر دلمو تنگ کرد...مهدیه بیشور یه اتاق دونفره واس خودش و هدیه گرفت...واس منم ی اتاق و واس میترام یکی...انتظار داشتم منو مدی پیش هم باشیم اونام پیش هم!! ولو شدم روتخت و واس اینکه اذیتش کنم اس دادم
-دارم میرم داروخونه واست بخرم چه مدلیشو میخوای؟؟😈
-خاردار...☺
-نکبته عوضی قوله شرفتو دادی😨 😨 😨
-می دونم **کش داشتم بات شوخی میکردم😂 😂
-ن ترخدا جدی بوگو😑 😑
-خفه شو دیه لجنه آشغال زاده😑 😑 😑
-جووون..تو جون بخواه😂 😂 😂
-من جون نمیخوام ک*و*ن میخوام ^_^ :)
-امشب بیا اتاقم بهت بدم😂 😂 😂
-ن ماله تو ب دردم نمیخوره😂 😂 😂
-خفه شو فقد... ب همینم راضی باش پسرم...قانع!!😐
-خو بسه میخوام برم حموم بریم ساحل شیطانه رجیم😂 😂 😂
-عه راستی جووون میترا چ خوشگله!!😂 😂 😂
-داشتم ب هدیه میگفتم ک کیا میترا رو ببینه میگه جووون😂 😂
-مهدی؟؟؟😨 😨 😨
-ها؟😂 😂 😂
-عام عابرومو نبر دیه باو اینا رفیقن میره بهش میگه😑 😑 😑
-میخوام تا عاخره سفر رو مخش خوووب اسکی بری ها!!😂 😈
-ن*ک*ص کاکو...این لایقم نی😑 😑
-چشم😂 😂 😂 من برم دیه هدیه داره صدام میکنه...برم حموم☺
-با هم میرین؟😨 😨
عقبو باز کرد کوله پشتیم رو گذاشتم جوووون.. رفیق هدیه هم عجب تیکه ای بود برا خودش!! نگام افتاد تو آیینه به مهدی...ی نگاهه شیطون کرد منم با چشم ب دختره اشاره کردم اونم یه چشمک زد ینی واس خودت..قیافمو شبیه پوکر کردم اینطوری :| اونم خندید گف
-اول همه باهم آشنا شیم...منو هدیه رو که هم کیا میشناسه هم میترا خانوم...مونده کیا و میترا آشنا شن!! میترا این رفیقه فابم عاقا کیارشه ملقب به شیطانه رجیم ، شیطانه رجیم اینم میتراست از دبیرستان تاحالا رفیقه خانوممه!!
اوهوع..خانومم!!!دستمو دراز کردم و گفتم
-خوش..
دستمو گرفت و ریز خندید و گف
-منم خوش!!
اه اه فک کردم عادمه!! میخنده!!زهره مااار!!سبکه خنک!! از همین الان میگم ب دردم نمیخوره من یکیو میخوام با وقار و سنگین و مغرور باشه...
-حالا چرا لقبتون شیطانه رجیمه؟!
-چون دومه راهنمایی شیطونی میکردم از کلاس رونده میشدم از همون موقع ب بعد دیگه ملقب شدم ب شیطانه رجیم..
دوباره خندید!! عاخه بیبی اینجوری من جذبت نمیشم که.. بدتر ازت زده میشم عاخه! اه ج*ن*ده..ی لظه یاده درنا افتادم..هعی..بیخیال!! بالاخره رسیدیم بندر...ماشینو با لنج بردیم اونور..بعدم رفتیم هتل داریوش..همه چیش ب سبکه تخته جمشید بود خاکبرسر دلمو تنگ کرد...مهدیه بیشور یه اتاق دونفره واس خودش و هدیه گرفت...واس منم ی اتاق و واس میترام یکی...انتظار داشتم منو مدی پیش هم باشیم اونام پیش هم!! ولو شدم روتخت و واس اینکه اذیتش کنم اس دادم
-دارم میرم داروخونه واست بخرم چه مدلیشو میخوای؟؟😈
-خاردار...☺
-نکبته عوضی قوله شرفتو دادی😨 😨 😨
-می دونم **کش داشتم بات شوخی میکردم😂 😂
-ن ترخدا جدی بوگو😑 😑
-خفه شو دیه لجنه آشغال زاده😑 😑 😑
-جووون..تو جون بخواه😂 😂 😂
-من جون نمیخوام ک*و*ن میخوام ^_^ :)
-امشب بیا اتاقم بهت بدم😂 😂 😂
-ن ماله تو ب دردم نمیخوره😂 😂 😂
-خفه شو فقد... ب همینم راضی باش پسرم...قانع!!😐
-خو بسه میخوام برم حموم بریم ساحل شیطانه رجیم😂 😂 😂
-عه راستی جووون میترا چ خوشگله!!😂 😂 😂
-داشتم ب هدیه میگفتم ک کیا میترا رو ببینه میگه جووون😂 😂
-مهدی؟؟؟😨 😨 😨
-ها؟😂 😂 😂
-عام عابرومو نبر دیه باو اینا رفیقن میره بهش میگه😑 😑 😑
-میخوام تا عاخره سفر رو مخش خوووب اسکی بری ها!!😂 😈
-ن*ک*ص کاکو...این لایقم نی😑 😑
-چشم😂 😂 😂 من برم دیه هدیه داره صدام میکنه...برم حموم☺
-با هم میرین؟😨 😨
- ۱۰.۰k
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط