{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای تکیه گاه ناتوان

ای تکیه گاه ناتوان
از نا امیدی خسته ام
از بیم فردا های دور
بار سفر را بسته ام
گفتی که در سختی و غم
پشت و پناه من شوی
در کوره راه زندگی
فانوس راه من شوی
ما که پشت پا زدن
برای تو آسان شده
حالا که لحظه های تو
از آن این و آن شده
من میروم خداحافظ خداحافظ
دیدگاه ها (۲)

ساده بودم سادهساده مثل کف دستمن چه میدانستم ساده بودن سخت اس...

دلخسته ام از همه کسپناه من تویی و بس

غمم از اندازه افزون وتنم رنجور بیمارینشستم در خرابات وزدم بر...

.....

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 5️⃣Ⓟⓐⓡⓣ تو سرگیجه داشتی و ن...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط