ای تکیه گاه ناتوان

ای تکیه گاه ناتوان
از نا امیدی خسته ام
از بیم فردا های دور
بار سفر را بسته ام
گفتی که در سختی و غم
پشت و پناه من شوی
در کوره راه زندگی
فانوس راه من شوی
ما که پشت پا زدن
برای تو آسان شده
حالا که لحظه های تو
از آن این و آن شده
من میروم خداحافظ خداحافظ
دیدگاه ها (۲)

او با سپ.اهی از شه ید .ان خواهد آمد.از زبان حال رفیق شهید💔رف...

✨ تشکر قبل از خواب؛ قرار عاشقانه با خدا ✨🌙💚 بسم الله الرحمن ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

🍒🍃رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از حالت چشم تو به ...

پرنسس ناخواسته

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

ادامه پارت ۷صدای قدم.جیمین سریع مارال را کشید پشت گلخونه. پش...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط