بخـــون خواهشــآ.... همشــ دو دیقه وخ میگیرهــ شایدمـ ڪمت

بخـــون خواهشــآ.... همشــ دو دیقه وخ میگیرهــ شایدمـ ڪمتًـر....👇 👇 🙏


بار اول که دیدمش تو کوچه بود

یه لباس گل گلی تنش بود

با موهای خرمایی

اومد طرفم و گفت :داداشی میای با هم بازی کنیم؟؟؟

بیا دیگه،،،،

از چشای نازش التماس میبارید ،

خیلی کوچیک بودم اما دلم لرزید !

همون یه نگاه اول عاشقش شدم،

سه سال ازش بزرگتر بودم

قبول کردم و باهاش بازی کردم !

سالها گذشت هر روز خودم مدرسه میبردمش!

آخرش گفت: تو بهترین داداش دنیایی!

داغون شدم که عشقم منو داداش صدا میزنه !

گذشت و گذشت شب عروسیش خودم راهیش کردم

ماشین خودم ماشین عروسیش بود ، خودم رانندش بودم !

خودم اشکاشو پاک کردم با چشمای گریون بازم گفت:

تو بهترین داداش دنیایی!!!

سالها گذشت که تصادف کرد و واسه همیشه رفت

ﺑﺎﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺯﯾﺮ ﺗﺎﺑﻮﺗﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻢ



ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻢ ﺍﮔﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﺎﺯﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ :



ﺗﻮﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ !



ﺭﻓﺖ… ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻓﺖ

و حتی یه بار نتونستم بهش بگم

آخه دیونه من عاشقتم میمیرم برات،،،،،

چشمای تو همه دنیامه،،،،،

یه شب شوهرش دفتر خاطراتشو آورد به من داد

و اشکاشو پاک کرد و رفت

وقتی خوندمش مردم، نابود شدم ،

نوشته بود:

داداشی دوست داشتم عاشقت بودم

،اما میترسیدم بهت بگم میترسیدم

داداشی امیدوارم زود تر از تو بمیرم که اینو بخونی

داداشی بهم فش ندی،

داداشی ببخش عاشقتم،

داداشی همه آرزو هام تو بودی.....💔 :)
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

🍷…………………………پارت۷…………………………🍷🌹ویو مین عصبی بودم آنقدر عصبی که ...

منم واست رو دست همه شاعرای شهر میزنم💋🥂✨تا وقتی زمان من یکی ش...

پایین رو چک کنید لطفا😇سلام بچه‌ها،، من بهتون گفته بودم که دو...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:③فردا صبح با چشمایِ پُف کرده و قرمز بیدار شد...

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

سلام...چطورین؟...بنده...تعریفی ندارم😐بخاطر پای چلاقم رفتم دو...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.16ا.ت:باید بهش فکر کنم کوک.....تو ...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط