گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا

گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
ویران اگر نمی‌کنی آباد کن مرا
حیف است اگر چه کذب رود بر زبان تو
از وعدهٔ دروغ، دلی شاد کن مرا
پیوسته است سلسلهٔ خاکیان به هم
بر هر زمین که سایه کنی، یاد کن مرا#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۰)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

«جوز - گردکان» به معنای #گردو هستند. شاه انوشیروان به موسم د...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

این سخن برای آنکس است که او به سخن محتاج است

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

🖤🥀 زندگی کاری به این حرف‌ها ندارد… ادامه دارد! 🌧️🚶🏻‍♂️✨💔😔 گا...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط