{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت ۷۰

دنیل اومد پیششون
آیسا:اوففف خدا رو شکر اون داداشت باهات نیست
بعد دمیتریوس اومد
آیسا آروم زیر لب:وایی دیگه ظرفیتم پره این چه وضعشه
آنیا:آبجی چیزی گفتی؟

آیسا:ها نه بابا


زنگ خورد
*سر کلاس*
هندرسون:بچه ها امروز یه کار هنری ترتیب دادیم باید دوباره همگروهی های دفعه های قبل پیش هم بشینند و البته دوشیزه آیسا نیاز نیست به آقای دمیتریوس بگین چون چند وقت پیش شما کار هنری تحویل مدرسه دادین

آیسا[وایییی بهتر از این نمیشهههه]
آنیا✨️[آبجی هم به شدت از پسر اول فراریه]
هندرسون:آقای دامیان لطفا برید پیش دوشیزه آنیا بشینید

دامیان🍅🍅🍅:ها.......چی..من؟🍅🍅باشه
[واییی قراره پیش انیا بشینم ؟ استرس دارم اما چرا؟ ماقراره باهم ازدواج کنیم اینجوری رفتار کنم که نمیشه باید عادی رفتار کنم]

بکی آروم زیر لب : اوین دامیانو نگاه چه قرمز شده😂😈

اوین:هه بدبخت

دامیان روشو برمیگردونه:چی گفتی ؟
اوین: هیچی بابا یکم قرمز شدید
و بعد بیشتر کلاس میخندن
دامیان: هرهر هر (ادا در میاره)چتونه گرممه خب
هندرسون:بچه ها من میرم آب بیارم ساکت بمونید
*هندرسون رفت*
یکی از پسرای کلاس خطاب به دامیان:آره خب ماهم نفهمیدیم چون پیش آنیا نشستی قرمز شدی
دیوید یه اخم ریز میکنه
آنیا هم تا حرص دامیانو در بیاره روشو برمیگردونه و به دیوید لبخند میزنه
دامیان :نخیر چه ربطی داره هی زر میزنید (الان آنیا رو میبینه که داره به دیوید لبخند میزنه)
دامیانم اخم شدید از دیوید میکنه
آنیا[هه هه نگاش کن چقد اعصبانی شد😂😈]
دیدگاه ها (۲۳)

زمرد های صورتی پارت⁹انیلا: ما پانسمانتون میکنیم ! دمیتریوس ب...

عشقی حقیقی

لوید :انیا انیا :بله لوید:بودو کیفت رو بردار برو انیا:باش من...

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۸فلش به روز اردوآیسا کمی خوراکی آماده کر...

۲ ستاره و ۳ ماه پارت ۵۷زنگ درو زدن(نکته آیسا خونه تنها بود ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط