حرف دل😔

حرف دل😔


اینم سوال های یک #جامونده از یک کربلایی که تازه برگشته ..

سلام ...✋

از #حرم برام بگو... 😊
زائری که پا پیاده 🚶 رفتی بودی کربلا

از #حرم برام بگو...☺ ️
از دره ورودی از حسین حسین😔 دسته ها

از خودت بگو برام...😞
به #ضریح رسیدی یا نشد بری پایین پا

از خودت بگو برام...
از تموم اتفاقای #نجف تا #کربلا😭

از #خودم برات بگم...
توو خونه پخش مستقیم #کربلا 😥 دیدم فقط

از خودم برات بگم...
یه گوشه ایی نشستم و برو بیا دیدم فقط😭 😭

حالا گوش کن...😔

از #خودم برات بگم...
خودم رو لحظه ایی میون #کربلا 😔 دیدم فقط

و همش زیر لب گفتم...
یا امام حسین منم یه #نوکرم..😔
یا امام حسین منم #ببرحرم😭


آره کربلایی عزیز این شد قصه اربعین امسال ما
دیدگاه ها (۴)

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

حرفش با داد اوسامو قطع شد:چی برای خودت داری میگی موری؟داری م...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۱ | آقای اخمورینا هنوز به پیام آخر خیره بود...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

قسمت ۱۰

وقتی مجبور بودی نقش معشوقه اش رو بازی کنی💚پارت۴(the last par...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

رمان : رفتار سرد

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط