part 5
ویو ا/ت
وقتی کاراگاه گفت یه سرنخ پیدا کرده خیلی خوشحال شدم و بلند گفتم...
ا/ت : چییییی..... ( داد از تعجب )
خب .... الان فیلمو بزار ببینیم...
کاراگاه : باشه منتظر بودم تو بیای با هم ببینیم
فیلمو دیدیم ولی....
ا/ت : آقای کارآگاه خسته نباشین ...... واقعا خسته نباشین ( با کنایه )
اینجا که فقط سایه قاتل افتاده.....😐😐
کاراگاه : ولی دوربینها در همین حد تونستن ضبط کنن....
ا/ت : باشه حالا بیخیال.... عوووف
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ۹ : ۰۰ pm
خوب خوب دیگه وقتشه برم خونه ولی..... ضایع نیست برا منی که تو کارم خفنم.. نتونستم ذرهای از این پرونده رو حل کنم......
بزار یکم دیگه بمونم حداقل یه ذره بیشتر در موردش فکر کنم.....
یا نه چه کاریه اصلا میشینم فیلم دوربین مداربسته رو دوباره میبینم.... شاید به فرض محال یه چیزی دستگیرم شد..
فیلمو پلی کردم... و هی تند تند استاپ میکردم و به لحظه لحظه ویدیو دقت میکردم....
۳۰ دقیقه بعد....
دیگه داشتیم به ثانیههای پایانی نزدیک میشدم... ولی... داشتم ناامید میشدم که..... یک انعکاس پلاک روی شیشه مغازه دیدم توی ویدیو.... خیلی خوشحال شدم که یک سره نخ پیدا کردم....
خواستم برم استعلام بگیرم .. که دیدم یا خدا ... ساعت چنده ؟؟؟
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ۱ : ۰۰ am
ویو ا/ت
ماشین اتو پارکینگ پارک کردم کلید تو در انداختم....
الانه که مامانم جرم بده...
رفتم تو.... یا حسین مامانم دم در ایستاده بود..
ا/ت : سلام (با لبخند ضایع)
مادر ا/ت : جوابشو نداد و فقط بهش نگاه کرد....
پدر ا/ت : زن ولش کن دخترم غلط کرد گناه داره سر کار بوده.....
ا/ت : آره مامان جون بابای خودمه راست میگه من غلط کردم
بعدش همه نگاه هم کردیم که کم کم همه زدیم زیر خنده 😂👍....
ا/ت : خوب مامان بریم غذا بخوریم دیگه .. گشنمه
ادامه دارد.......💜 اگه غلط املایی داشت معذرت👍❤️🩹
وقتی کاراگاه گفت یه سرنخ پیدا کرده خیلی خوشحال شدم و بلند گفتم...
ا/ت : چییییی..... ( داد از تعجب )
خب .... الان فیلمو بزار ببینیم...
کاراگاه : باشه منتظر بودم تو بیای با هم ببینیم
فیلمو دیدیم ولی....
ا/ت : آقای کارآگاه خسته نباشین ...... واقعا خسته نباشین ( با کنایه )
اینجا که فقط سایه قاتل افتاده.....😐😐
کاراگاه : ولی دوربینها در همین حد تونستن ضبط کنن....
ا/ت : باشه حالا بیخیال.... عوووف
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ۹ : ۰۰ pm
خوب خوب دیگه وقتشه برم خونه ولی..... ضایع نیست برا منی که تو کارم خفنم.. نتونستم ذرهای از این پرونده رو حل کنم......
بزار یکم دیگه بمونم حداقل یه ذره بیشتر در موردش فکر کنم.....
یا نه چه کاریه اصلا میشینم فیلم دوربین مداربسته رو دوباره میبینم.... شاید به فرض محال یه چیزی دستگیرم شد..
فیلمو پلی کردم... و هی تند تند استاپ میکردم و به لحظه لحظه ویدیو دقت میکردم....
۳۰ دقیقه بعد....
دیگه داشتیم به ثانیههای پایانی نزدیک میشدم... ولی... داشتم ناامید میشدم که..... یک انعکاس پلاک روی شیشه مغازه دیدم توی ویدیو.... خیلی خوشحال شدم که یک سره نخ پیدا کردم....
خواستم برم استعلام بگیرم .. که دیدم یا خدا ... ساعت چنده ؟؟؟
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ۱ : ۰۰ am
ویو ا/ت
ماشین اتو پارکینگ پارک کردم کلید تو در انداختم....
الانه که مامانم جرم بده...
رفتم تو.... یا حسین مامانم دم در ایستاده بود..
ا/ت : سلام (با لبخند ضایع)
مادر ا/ت : جوابشو نداد و فقط بهش نگاه کرد....
پدر ا/ت : زن ولش کن دخترم غلط کرد گناه داره سر کار بوده.....
ا/ت : آره مامان جون بابای خودمه راست میگه من غلط کردم
بعدش همه نگاه هم کردیم که کم کم همه زدیم زیر خنده 😂👍....
ا/ت : خوب مامان بریم غذا بخوریم دیگه .. گشنمه
ادامه دارد.......💜 اگه غلط املایی داشت معذرت👍❤️🩹
- ۱۱.۲k
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط