قسمت اخر:جمعه بود همه خونه بودیم و صبحش پسر خاله کوچیکم ا

قسمت اخر:جمعه بود همه خونه بودیم و صبحش پسر خاله کوچیکم اومده بود تا با داداش کوچیکم با هم بازی کنن یکدفگی بابام مامانمو صدا زد مامانمم گفت برو ببین چی میگه رفتم گفتم بله گفت بگو مامانت بیاد خدایا باز چیشده گفتم چیکارش داری جیغ کشید به توچه به توهم باید جواب پس بدم امدم گفتم بیا برو مامان حوصله ندارم بعد که رفت فهمیدم بابام فهمیده بود که مامانم به بیمارستان زنگ زده که بیان ببرنش جیغ بابام هوا رفت... بدبخت داداشم بدو بدو رفت بالا باز چیه پریدین بهم حالا پسرخالمم هست داداش کوچیکمم گریه میکرد بابامم گفت به توچه برو پایین ... نمیرم گفت برو پایین گفتم تا یه بلایی سرت ددر نیاوردم داداشمم گفت هرکاری میخوای بکنی بکن میخوای بکشیم بیا بکش بیا دیگه انقدر صداشون بالا بود که فکر کنم تا سر کوچه میرف بیا دیگه فقط صدای جیغ مامانمو شنیدمو داداشمم جیغ زد مامان تو برو پایین صدای جیغ فوش توی سرم بود قلبم یکدفگی درد گرفت نشستمو سرمو گذاشتم روی پاهام گریه میکردم ...
مامانمم هرچی زنگ میزد بر نمیداشتن که بیان انقدر زنگ زدیم که اومدن هم اومدن بابام خودشو مظلوم گرفت هه بدون هیچ حرفی رفت ...
زنگ زدو شما زنگ میزنین بیان من و ببرن بزارین بیام خونه ...
دیشبم مرخص شدن خوب عقدشونو خالی کردن ...
اینم زندگی من حالا من چیکار کنم خسته شدم دیگه خسته شدمممممممممممممممممممممممم
کپی ممنوع
دیدگاه ها (۱۰۹)

p4

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

بادیگارده شخص من پارت ۴

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

~Destiny:Part 1~

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

پارت سیزدهم《مغازه》《Custom kiss》 ویو تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط