{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
من بوسہ میخواهـم تو را
با من مدارا میڪنی؟!
این عقدہ سر بستہ را
گاهـے مداوا میڪنی؟!
من از تو میخواهـم تو را
شاید ڪہ درمانم شوی!
در این مسیر خستگی
تو خط پایان میشوی...؟!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۱)

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

بندبند جانم❤️بہ دوست داشتنت بند استتو آن تپش بے قراریلابہ لا...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۳۰ | پایانساعت هشت شب...سوا و جونگ‌کوک ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

&شیسه.... تو باید بری. اونا می‌کشنتشیسه میدونست. خوب چیکار م...

میبخشی پارت ۳

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

پارت ۳۲‌بعد از اینکه خبرِ پیوستنِ حسنا به بلک‌پینگ مثل بمب د...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط