{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که نه!،

من که نه!،
دلم اما...
عجیب بهانه ی بودنت را میگیرد.
درست مثل کودکی که در هیاهوی خیابانی شلوغ و پر ازدحام مادرش را گم کرده است و با ترس زیاد بلند بلند گریه میکند و پا به زمین می کوبد.
گاهی اشک هایش را با پشت دستش پاک میکند و گاهی میگذارد تا روی گونه هایش سرازیر شوند و درمیان آدم ها عاجزانه از کسی برای پیدا شدن دست های نوازشگر و مهربان مادرش مدد می جوید....
من که نه!...
دلم اما....
بودنت را
خواستنت را
داشتنت را
عجیب فریاد میکشد
و چه سخت است این همه "بی تو" بودن...

#مهسا_سجاد
دیدگاه ها (۱)

من که نه!، دلم اما...عجیب بهانه ی بودنت را میگیرد.درست مثل ک...

من که نه!، دلم اما...عجیب بهانه ی بودنت را میگیرد.درست مثل ک...

من که نه!اما دلم...عجیب بهانه ی بودنت را میگیرددرست مثل کودک...

من که نه!اما دلم...عجیب بهانه ی بودنت را میگیرددرست مثل کودک...

من که نهاما دلم عجیب بهانه ی بودنت را میگیرددرست مثل کودکی ک...

میدانی؟؟!من هنوز هم در پس تمام اتفاق هایی که نیفتاده اند میش...

صدا تو گوشش زنگ میزدساکت باشخاموش باش...تو چه میدانی که این ...

ی بوق دو بوق صدایی ب گوشش خورد ک گفت بعد از شنیدن صدای بوق پ...

صحنه,پارت یازدهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط