پارت هجدهم

پارت هجدهم

چان ویو
ات چرا این همه کار ضایع کردن هیاما می کنه با اینکه هیاما دوستشه
اه لعنتی
نکنه.......
نکنه ات عاشق اون تنه لش( خودتی کو*ن گشاد😠) شده ک این همه کار براش می کنه؟! اگه شده باشه با دیتای خودم عشقشو می کشم ( منم ت رو می کشم😠😠)برامم مهم نی ناراحت می شه با ن

فردا

ات ویو
~واقعن؟؟؟
+اره من بودم
~اوووو نکنه عاشق جیمین شدی ک این همه کار انجام می دی براش
+ن خیر
~عاره خیر
+ن
~عاره
و ادامه دارد.......
+بسه دیگه سونی
یهو گوشیم صدا داد
یکی ی ادرس فرستاده بود
+سونی ی شماره ناشناس برام ی ادرس فرستاده
~حتما اشتبا گرفته
+چی بگم؟
دوباره پیام اومد
~چ گفت
+گفته بیام ب این ادرس و باید شما ات باشید منم نوشتم بله خودمم
~ات......هیچی
+ن بگو
~خب..... نکنه چان باشه
+ایششش برم ب این ادرس کوفتی دخلش رو بیارم
~ولی ات......
زدم بیرون از مدرسه رفتم خونه ی شلوار جین شیش جیبم رو پوشید ک سیاه بود با ی نیم تنه با این حال بدنم معلوم نبود چون نیم تنه بکنی بلند بود و شلوارم خیلی بلند بود و نیم تنه استین داشت
رفتم سوار ماشین شدم و با سرعت زیاد می روندم خیلی عصبی بودم اگه چان می بود دخلش می یومد
رسیدم ب ی کافه ی خیلی لوکس
با چیزی ک دیدم خشک شدم
جیمین و گروهششششششش
ی لحظه خواستم زنم بیرون ولی غرورم نزاشت ولی از حس سر در کنی هم نزاشتم جیمین منو ببینه سریع دوییدم بیرون
شب بود یکم ترسیدم داشت ت ماشین سر در گم فک می کردم وقتی ب خوردم اومد دیدم جیمین و دوستاش هنوز اونجان ولی دوستاش رفتن ی پر دیگه دقیقن شده بود همون ساعتی ک باید اونجا می بودم دوستاش ماسک زدن ک شناخته نشن ولی شاهد اتفاقات باشن از ماشین پیاده شدم و رفتم ت
جیمین برام دس تکون داد
منم همین طور
رفتم نشستم واییییی تا حالا اینقدر ب صورتش دقت نکرده بودم چقدر کیوت و جذابه
+سلام
-سلام
+خب دول از همه شمارمو از کجا اوردی
- از ی جایی
+کجا
-کجا ک ن با تحقیق
+اوهوم
-خب چی می خوری
+اوممم بابلتی و موچی
-گارسون
گارسون :بفرمایید
-ی بابلتی و موچی و ی شیر نسکافه
گارسون:چشم
+خب کارت
-ات.....
گارسون؛:حتما خیلی تعجب می کنید و لی اینم سفارش
+ببخشید ولی ب مین هم نرسید کلکی ت کار نباشه
گارسون:خب امروز دختر اشپزون هم اومده و خیلی سفارش اماده می کنه از هر چی صد تا درست می کنه و اگه زیاد اومد می ده ما
+عاها ممنون
گارسون :خواهش میکنم می کنم نوش جان
+خب می گفتی
دیدگاه ها (۱)

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

پارت۳

وقتی تولدت بودو..

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

اول از همه میخام از همتون معذرت خواهی کنم که دیر پارت میزارم...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط