ت: داداش ببخشید هق هق هق

ت: داداش ببخشید هق هق هق

سوجون: اون هيچوقت گریه نمیکرد ولش درستو بخون میام میپرسم

ت: نمیتونستم هق چیزی بگم پس قبول کردم زنگو زدن سوجون اومد درد باز کرد گفت

سوجون: اومده دنبالت فردا میای خونه 😡😡

ت: چ هق چشم کوک؟؟؟

کوک: قرار بود بیای خونه

ت: ممنونم او اومدی دنبال

کوک: خواهش حالا بیا خونه مامان خیلی میخواد ببینمت
خلاصه: ت با مامان باباش صمیمی میشه و مامان کوک و ت میگه

م ک ت: ت دخترم.

ت: بله

م ت ک: اتاقت امادست امیدوارم پیشه ما زندگی کنی دوست داری( مامان کوک خیلی جذابه دارکه)

ت: اره حتما ولی

پ ت ک: ولی چی؟؟

ت : منم مافیام میتونم خونه خودمو داشته باشم‌،؟؟؟؟

پ ت ک: اره

ت: تنکص

خلاصه برای گوشی کوک و ت پیام اومد

یونا
سلام بچه ها انید؟؟؟

ته ته
اره

نامجون: اره

میسو: ارهههههه

ت: اره

جین و بقیه شوگا کوک جیهوپ:ارههههههههههههههه


یونا: من بی حوصلم فردا ساعت ۶ خونه ت برنامه ج ح با مشروب بزاریم

همه: اره

سوجون: پس میاد خونه هه

ت: آره می میام

جونگی( لی جونگ سوک: سوجون بس کن

ت: ولش

کوک: بای تا فردا

فلش بک فردا خونه ت

ت خونه مرتب کردم و ۲۰ بطری شامپاین الکل گرفتم سوجو خم همینطور

خلاصه:........
دیدگاه ها (۳)

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

Love youپارت چهاردهمسوار چرخ فلک شدیم ک یهو وسط بازی برقا رف...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط