اون مال منه

part ۸

سانا . خب حالا خودتو نکش بچه ها واقعا چیزی نیست
( چشمک )

ات . عهه سانا

سانا . درد

ات . حالا کی میبرن ؟

سانا . فردا

ات . چییییی فردا واقعاا لباس ندارن مننن

سانا . امروز بریم بگیرم بعدشم میریم یا جایی نه دخترا

ماری و رونا . چرا که نه

جنگکوک . کجا ؟

تهیونگ . راس میگه کجا ؟

ات . به شما چه فضولا

ویو بعد از مدرسه .
ات . بچه ها بدویید بریم
سانا . وایسا اتییی

ماری . وای ات وایسا

ات . چی میگید کص....

رونا . عه عه عه ااااا باشه بریم

ات . بگویید دیگه

رفتیم خرید و یه عالمه لباس خریدین و یه لباس بسیااااااار باز برای امشب

ویو شب .
راوی . ( خودم )

ات . رونا . سانا . ماری .

با هم رفتن یه بار کوچیک و خلوط یه هر وقت حوصلشون سر میرفت میرفتن اونجا اونا اونجا رو دوست داشتن چون محیط نسبتا بهتری به بار های دیگه داشت نه خبری از ..... بود نه خبری از ..... هیچ اما وقتی وارد شدن تخم... نه چیز پشماشون ریخت

ات . بچه ها اینجا بار همیشگی نیستاا اشتبا نیومدیم ؟

سانا . نه والا استار بار دیگه

ماری . عاااا اصلا بع ما چه میریم یه گوشه میشینیم عشق و حالمونو می‌کنیم میریم بیرون همین

ات . مطمئنی عشق و حال ما رو قرار نیست بکنه ؟

رونا. بابا آنقدر نفوذ بد نزنید چیزی نی بیاد

گارسون بار . چیزی میل دارید

ات . یه ویژگی ۵۰ درصد

سانا . برا منم ۴۰ درصد

ماری . برا من ۶۰ درصد

رونا . برا من رو ۲۰ درصد بیارید

همه سفارش دادن و آوردن براشون نشستن و میخوردن حال میکردم میرقصیدن که چشمتون روز بد نبینه پسرا اومدن

ویو کوک . فردا قرار بود بریم آرود مدرسه ولی گفتیم شب یه حال یکنیم بد بریم رفتیم استار بار قبلا محیط خوبی داشت نسبتا آروم آروم اما الان یه مشت هرزه و هول ریختن توش به ما چه اصلا وقتی وارد شدیم با دیدن اون لباس اون شخص کارد میزدی خونم در نمیومد دلم میخواست همونجا ...
کنم .

جنگکوک . دخترا خوش میگذره

ته . پس اینجا می‌خواستید بیاد

جیهوپ . اصلا به من چه

جیمین . بیاید بشینید گوز نخورید

جنگکوک . اینجا چیکار میکنید

ات . به تو چه وا مگه دوست پسرمی بابامی داداشم ازم باز خواست میکنی

سانا . راس میگی دیگه بچه ها ما ۱۸ سالمون خودمون تصمیم میگیریم بعدشم مگه شما برا ما تعیین تکلیف میکنید ؟

رونا . عه حالا چی شده دو دیقه اومدیم بیرون عشق کنید

جنگکوک . اگر پسرا بهتون تیکه مینداختن یا کار دیگه چی هااا

رونا . حالا که شما اینجایید پس بیخیال شبمونو خراب نکنید

جنگکوک . و ات خانوم بله من دوست پسرتم اصلا شما ۴ تا چرا لباساشون آنقدر باز ؟

ته . عههه خب حالا کوک بسه ولی دیدی گفتم بین شما یچی هست

ات . اهههههه اصلا هست که هست دوست پسرم عشقم به تو چه به شما ها چه هر چی بین ماست بس کنید از صب گا....

ماری . د ات آروم باشه ساکت دستمو برمیدارم

ات . آخه نر خر چرا دستتو گذاشتی جلو دهنم داشتم خفه میشدم 

ماری . خب حالا نخوریمون

ات . من تو رو نمی‌خورم دوست پس...

ماری . عههه ات خفه شو عنتر

جنگکوک . خب بسه دیگه

.
.
.
ادامه دارد ...
دیدگاه ها (۱)

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

پارت 33 رمان عشق مدرسه ای مینهو: شاید لیسا: بزار 5 دقیقه دیگ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

مربی موتور سوار

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط