عشق شیرین

عشق شیرین
پارت ۱
هایمین ویو
(آها راستی ا.ت نمیتونست توی کره با اسم و فامیلی جدید بمونه اسمشو گذاشت لی هایمین)
صبح شده بود با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم ولی کوک نبود (کوک هم اتاقیه هایمین هست) رفتم و دست و صورتم رو شستم و از پله ها پایین امدم و سلام کردم و نشستم کنار اعضا شروع کردیم صبحانه خوردن بعد صبحانه کمک کردم ظرفارو جمع کنیم و بشوریم بعد تموم شدن ظرفا نشستم رو مبل کنار تهیونگ و نامجون داشتن تلویزیون نگاه میکردن خسته کننده بود رفت طبقه بالا تا ادامه آهنگ PTD رو بنویسم (PTDرو هایمین نوشته)بالاخره بعد ۲روز تموم شد جیغ بلندی کشیدم:بالااااااااااااااخرررررررررررررررههههههههه
اعضا فوری امدن اوتاق که نامجون گفت :چیشده؟ چه خبره؟ چه اتفاقی افتاده؟
گفتم :چیزی نیست بالاخره آهنگ PTDرو تموم کردم
همه اعضا نفس راحتی کشیدن :هووووففف
بعد از اینکه اعضا رفتنگوشیم رو برداشتم و به پی دی نیم هیونگ زنگ زدم و گفتم :سلام عمو بالاخره آهنگ جدیدمون رو تموم کردم
(علامت هایمین_
علامت پی دی نیم• )
•سلام چه عالی اگه بقیه اعضا بخوان امروز بریم ضبط
_باشه میپرسم خبر میدم
رفتم پایین :بچه ها آهنگ تموم شده میگم امروز بریم برای ضبط؟بعد لحظه ای کوتاه موافقط کردن
_بله اعضا موافقن(گوشی رو قطع نکرده بود)
•خب بعد از نهار ساعت۲بیاید منتظرم خداحافظ
_خداحافط
گوشی قطع کردم ساعت رو نگاه کردم ساعت ۱۱بود رفتم پایین تا به جین کمک کنم ناهار درست کنیم بعد از پخته شدن غذاها سفرو رو روی میز انداختم و میزرو چیدم غذاهارو روی میز گذاشتم و رفتم اعضا رو صدا کنم نامجون داشت کتاب، میخوند یونگی خواب بود ، جیهیوپ داشت رقص تمرین میکرد، تهیونگ ، جیمین،کوک داشتن گیم بازی میکردن همه گفتن الان میایم وقتی به جین هیونگ گفتم رفت کفگیر شو برداشت و رفت سراغ اعضا
علامت جین *
*دِ بلند شید دیگه بسه موقع ناهاره بیاید(تند تند بخونین )
جین چنان با اعصباتیت گفت که ترسیدم
بعد ناهر آماده شدیم به ریم کمپانی (لباس هایمین رو میزارم) که یهو.
......
اسلاید۲ لباس هایمین
دیدگاه ها (۵)

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

وقتی تولدت بودو..

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

معرفی چند پارتی _ایدل منتعداد پارت : 4#پارت_1صدای درِ استودی...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

p3نامجون لباس پوشید و کم کم اماده شد و میخواست بره دنبال اهی...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

وقتی برادر ناتنیت بود.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط