خدا همین جاست ؛ نیازی به سفر نیست !
خدا همین جاست ؛ نیازی به سفر نیست !
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند …
خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند …
خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد !
خدا در جمله ی “عجب شانسی آوردم” است …
خدا خیلی وقت است که آمده نزدیک من و تو … !
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند …
خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند …
خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد !
خدا در جمله ی “عجب شانسی آوردم” است …
خدا خیلی وقت است که آمده نزدیک من و تو … !
- ۵۵۸
- ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط