امام صادق(ع)-شهادت

امام صادق(ع)-شهادت

بازهم بی کسی یک آقا

باز هم ماجرای دست و طناب

پیش چشمان آسمانی ها

باز شهر مدینه گشته خراب



باز هم زنده شده در این کوچه

قصه ی تلخ آتش و خانه

خودشان را به زور جا کردند

شعله ها روی بال پروانه



آبرو دار این دیار چرا ؟

شده بی تکیه گاه و بی یاور

نا نجیبانه سوی او آمد

بی کسی و غریبی حیدر



پیرمرد قبیله شد هدفِ

آتش و تازیانه و تهدید

مَرد ها مرده اند در این شهر

به غریبیش دشمنش خندید



حرمت کعبه ی مدینه شکست

تا شده ظالمانه زانویی

شکر حق در میان این خانه

بار شیشه نداشت بانویی

بی خدا ها نگه نمی دارند

حرمت سن و سال آقا را

وای من باز هم در آوردند

اشک های دو چشم زهرا را



بچه های سقیه در دل شب

«عزت و احترام را بردند »

پا برهنه بدون عمامه

وحشیانه امام را بردند



بس دویده به پشت یک مرکب

نفس پیرمرد گشته تمام

قد او را خمیده تر کرده

ناسزا و جسارت و دشنام



کربلا را به چشم خود می دید

روضه خوان امام کرببلا

کرده داغ رقیه را زنده

پشت مرکب دویدن آقا

التماس دعا
دیدگاه ها (۴)

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

فیک تهکوک وارث زار

⚠️ فاجعه در حریم امن الهی؛ غیرت شهر هزار سنگر کجاست؟! ⚠️🕌 مس...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش پایانی)

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

### پارت ششم: «عطرِ خطر در راهروهای تاریک»نورِ کم‌فروغِ ماه ...

وقتی انقلابی نما سخنگوی دشمن میشود به روایت دکتر زارعی

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 بیست و سوم مهر؛ روز جهانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط