ارباب کوک p8

ارباب کوک p8

ویو ات

غذا هاو درست کردم 4 مدل غذا
اجوما: انقدر مدلای زیادم نمیخواست
ات: اینارو درست کردم چشم جیسان دراد
اوجوما: از دست تو(با خنده)
زنگ در خورد یکی از ندیمه ها درو باز کرد خب سفره ک امادس الان میره لباسشو عوض میکنع میاد
کای: به به کی این غذا هارو درست کرده
ات: مننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن(با داد)
کای: افرین(با خنده)
واییییی جونگکوک اومد یچیزو یادم رف ببرم ورش داشتم گذاشتم رو میز ناهار خوری نمیخواد بگ منم بیام بخورم از همشم ک یه قاشق خورد داشتم میرفتم تو اشپز خونه هنوز از کنار میز تکون نخورده بودم
جونگکوک: می این غذا هارو درست کرده؟
ات: م... من
جونگکوک: هوم خوبع از این به بعد تو غذا درست کن
ات: حتما
به جیسان نگاه کردم سرخ شده بود داشت اتیش میگرفتتتتت
جونگکوک: ات خودتم بشین هنینجا بخور
ات: چشم
جونگکوک: تو نمیخواد رسمی حرف بزنی
ات: چش... باشه
دیدگاه ها (۳۶)

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

#برادر ناتنی من

مافیای من

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

مافیای من — قسمت ۲۰حقیقتی که نباید می‌فهمیدات همان‌جا ایستاد...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

دو پارتی درخواستی اسمات*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط