امشب ۱۳ خرداد ما رفتیم توی یه مراسمی و آخر شب دعوا شد منم

امشب ۱۳ خرداد ما رفتیم توی یه مراسمی و آخر شب دعوا شد منم سریع دویدم بیرون رفتم جلو در حیاط بدون دمپایی دیدم یکی یه پسرو گرفته بود و می‌گفت که ولم کن ولم کن تن و بدنم داشت می‌لرزید بعد اون ها داداش داماد و دایی عروس که عرق خورده منم عاشق دعوا



#دعوا #پسر#دختر#کتک#عروسی#عقد#شب#عشقدعوا #غمگین#ایران#خاتون#مراسم#عاشقانه#عشقم#ذخمی#لرزه
دیدگاه ها (۰)

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۶۱ | یه جمله و صدت...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت ۳۱

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟓 ⊹˚₊𐙚 لیام: ـ کدوم حد؟ حقیقت؟ اینکه...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:2کوک:ای واییی ا.ت:آ...

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

برده عمارت جئون

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط